[ ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ
« 1 »
]
پس تا برسيد بغايت قوّت و كمال عقل و تمامى خلقت ، و از شما كس باشد كه متوفّى شود بكودكى يا بجوانى بميرد ، و از شما كس باشد كه وى را با خسيسترين و فرومايهترين عمرى فرو آرند و آن حالت خرفى و پيرى باشد و خداى تعالى پيرى و خرفى را
[ أَرْذَلِ الْعُمُرِ ]
خواند براى آنكه حالت ضعف و عجز و نقصان عقل و تن باشد و از پس آن مرد صلاح نفس اميد ندارد و داند كه آخر عمر است و هر چه روز آيد نقصان زيادتتر شود و ازينجا گفتهاند : الشّيب إحدى المينتين تقدّمت أوليهما و تأخّرت أخراهما
[ لِكَيْلا يَعْلَمَ
« 2 »
]
تا كار او به جائى رسد كه هيچ نداند پس از آنكه دانست و آن از نقصان عقل و فهم و ذكر او باشد كه او را انواع علوم كم شود و نسيان برو غالب گردد .
[ وَ تَرَى الْأَرْضَ ]
و بينى تو ؛ خطاب است رسول را يا مخاطبى را مبهم ؛ زمين را خشك و پژمرده و بىنبات « 3 » پس چون بفرستيم ما بر آن زمين آب باران را او برخود بجنبد چون كسى كه در حركت و نشاط آيد و
[ اهْتَزَّتْ ]
[ اهتزاز ] حركت مرد شادان باشد « 4 »
[ وَ رَبَتْ ]
و بيفزايد و بلند گردد ؛ مراد آنست كه زمين
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : و [ أشد ] جمع [ شد ] باشد كفلس و أفلس و قيل : جمع شدّ كودّ و أودّ ؛ يقال : هوودّى و القوم أودّى ، و قيل جمع شدّة كنعمة و أنعم ؛ و اين از جموع قلّت است » .
( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « لام عاقبت راست بر آن تأويل كه گفتهايم تا كار او به جائى بازآيد كه هيچ نداند پس از آنكه دانست و آن از نقصان فهم و عقل و ذكر او باشد كه او را كم شود و نسيان بر او غالب شود » .
( 3 ) - ترجمهء[ هامِدَةً ]است كه ابو الفتوح ( ره ) نسبت به آن گفته : « يقال : همدت النّار تهمد همودا اذا صارت رمادا ، و همد الثوب همودا اذا بلى و خلق قال الاعشى :قالت قبيلة ما لجسمك شاحبا * و أرى ثيابك باليات همّداو روا بود كه اين خطاب با رسول بود يا مخاطبى هر كه باشد براى آنكه اين بر سبيل مثل فرمايند » .
( 4 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « و اهتزاز حركت مرد شادان باشد با بشاشت ؛ يقال : اهتزّ لكذا اذا قام اليه نشيطا فرحا به ، آنگه در جماد بر سبيل تشبيه استعمال كنند قال الشاعر :و تأخذه عند المكارم هزّة * كما اهتزّ تحت البارح الغصن الرطب »