فرستد و يكى را ببهشت ، چون اين حديث بشنيدند بر ايشان سخت آمد بگريستند و گفتند : يا رسول اللّه ناجى كه خواهد بودن ؟ - گفت : أبشروا و قاربوا و سدّدوا ؛ با مژده و خوشدلى باشيد و با مردم نزديك شويد و كار خود باصلاح آريد و بر سداد باشيد كه با شما دو خلق « 1 » هستند كه در ايشان كثرتى هست عظيم آنگه گفت : من اميدوارم كه ربع أهل بهشت شما باشيد ، ايشان خوشدل شدند ، آنگه گفت : اميد ميدارم كه نيمهء اهل بهشت شما باشيد ، ايشان شكر گزاردند و خداى را تكبير كردند ، آنگه گفت : اميد ميدارم كه دو بهره از اهل بهشت شما باشيد ؛ ايشان تكبير و تمحيد كردند ، آنگه گفت : جملهء أهل بهشت صد و بيست صف باشند هشتاد صف أمّت من باشند و مسلمانان در جنب كافران چنان باشند كه خالى بر پهلوى اشترى « 2 » ، يا موئى سياه بر گاوى سفيد ، يا چون موئى سفيد بر گاوى سياه . آنگه گفت از أمّت من هفتاد هزار « 3 » ببهشت شوند بيشمار ، عكاشه « 4 » بر پاى خاست و گفت : يا رسول اللّه دعا كن تا من از ايشان باشم گفت : خداوندا او را از ايشان گردان ، ديگرى بر پاى خاست و گفت :
هامش
( 1 ) - مراد يأجوج و مأجوجاند ؛ در الدّر المنثور ضمن حديثى به اين حديث ( ج 4 ؛ ص 343 ) : « ثمّ قال : اعملوا و أبشروا فإنّكم بين خلقتين لم تكونا مع أحد إلّا أكثرتاه يأجوج و مأجوج » .
( 2 ) - در بعضى نسخ : « استرى » و به نظر ميرسد كه اشتباه باشد زيرا عبارت متن نظير اين روايت اين است : « و انما انتم فى الامم كالشامة فى جنب العبير » ( رجوع شود بتفسير الدّر المنثور ( روايات مذكوره در تفسير آيه ) يعنى ( ج 4 ص 343 - 344 ) .
( 3 ) - مراد مطلق كثرت است نه خصوص هفتاد هزار چنان كه محقّقان گفتهاند .
( 4 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « عكاشة بن محصن » .
جزرى در أسد الغابه گفته : « عكاشة بن محصن بن حرثان بن قيس بن مرّة بن كثير بن غنم بن دوذان بن أسد بن خزيمة الاسدىّ حليف بنى عبد الشمس يكنّى أبا محصن ؛ كان من سادات الصحابة و فضلائهم هاجر الى المدينة و شهد بدرا و أبلى فيها بلاء » ( تا آخر ؛ و در آخر ترجمه گفته ) : « عكاشة بتخفيف الكاف و تشديدها و حرثان بضمّ الهاء المهملة و سكون راء و بالثاء المثلّثة و بعد الاف نون » .
در منتهى الارب گفته : « محصن كمنبر قفل و زنبيل و محصن بن و حوح صحابى است » از اين عبارت برميآيد كه ضبط كلمهء « محصن » كه از اعلام است بكسر ميم و سكون حاء و فتح صاد است .