تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
هر كس كه بوى تولّا كند او را از راه دين گمراه گرداند و از راه بهشتش دور گرداند و راهش نمايد به عذاب آتش سوزان . آنگه خطاب كرد با منكران بعث و حشر و نشر و گفت : اى مردمان اگر شما در شكّى و شبهتى باشيد از كار بعث و نشور و آنكه شما را زنده خواهند كردن چرا انديشه نكنيد در ابتداى خلقت و آفرينش خود كه ما شما را اوّل از خاك آفريديم يعنى پدر شما را آدم يا غذاى شما را كه از آن نطفه حاصل شد
[ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ]
آنگه شما را كه فرزندان آدميد از نطفهء آفريديم و آن آبى است اندك كه از پشت مردان و سينهء زنان در رحم جمع شود
[ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ]
آنگه از خونى بسته براى آنكه پس از چهل روز آن خون بسته گوشت پاره شود
[ مُخَلَّقَةٍ ]
تمام و ناتمام بعضى أملس و نسو « 1 » و بعضى بر عكس او ، مجاهد گفت : با صورت و بىصورت و گفته‌اند : بىعيب و با عيب .
[ لِنُبَيِّنَ لَكُمْ ]
تا بيان كنيم شما را به اين ترتيب و تدريج قدرت و حكمت خود را تا معلوم شما شود كه آن خداى كه قادر باشد كه برين وجه آدمى آفريند بر سبيل ابتدا ؛ تواند و قادر باشد بر آنكه ايشان را بازآفريند . عبد اللّه مسعود گفت : چون نطفه در رحم افتد خداى تعالى فريشتهء را بر آن موكّل گرداند آن فريشته گويد : مخلّقة أم غير مخلّقة ؟ - اين تمام بودنى است يا نه ؟ - اگر گويد : تمام خواهد شدن ، گويد : خداوندا نرينه خواهد بودن يا مادينه ؟ - رزقش چيست ؟ و اجلش كى است ؟ سعيد است يا شقى ؟ - وى را گويند : برو بلوح محفوظ و اين را از آنجا نسخه كن ، آن فريشته بيايد و آن را نسخه كند تا به آخر صفات او .
[ لِنُبَيِّنَ لَكُمْ ]
تا بيان كنيم شما را كمال قدرت ما ، و غرايب حكمت ما ، در گردانيدن اصل خلقت شما از حالى بحالى و از نوعى بنوعى .
[ وَ نُقِرُّ ]
و ما قرار دهيم در رحمها آنچه خواهيم تا بوقت ولادت و آن أجلى بود
[ مُسَمًّى ]
نام برده و وقت پديد كرده ؛ پس بيرون آريم شما را از رحم مادران طفلى و كودكى خرد « 2 » .
هامش
( 1 ) - در برهان قاطع گفته : « نسو بفتح اوّل و ثانى بواو كشيده چيزى نرم و ساده و هموار و لخشان و لغزنده و بىدرشتى و خشونت را گويند و بكسر اوّل هم آمده است ، و با شين نقطه‌دار هم نيز هست » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ طِفْلًا ]طفل بلفظ واحد گفت با آنكه حال است از جمع ؛ براى آنكه عرب واحد بجاى جمع گويند در بعضى مواضع چنان كه گفته‌اند : انّ العواذل ليس لى بأمير و لم يقل : أمراء ، ابن جريج گفت : تشبيها بالمصدر كعدل و زور ؛ و قيل : تشبيها بالخصم و الضّعيف » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 178 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)