تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
مرد را در اندرون سراى يافت و در بسته همچنانكه بود ، گفت : گمان برم كه تو دشمن خدائى ابليس ، گفت : هستم و خواستم تا ترا بخشم آرم ؛ گفت : الحمد للّه الّذى عصمنى منك ؛ سپاس آن خداى را كه مرا از تو نگاه داشت و ابليس خائب و نوميد از او بازگشت و او را ذو الكفل خواندند « 1 » . جبّائى گفت : او پيغمبرى بود از بنى اسرائيل و او را براى آن ذو الكفل خواندند كه خداوند نصيب تمام بود از ثواب ، و هم چندان ثواب كه امّتش را بود او را بود ، و [ كفل ] در لغت نصيب بود .
[ كُلٌّ مِنَ الصَّابِرِينَ ]
اينان همه از جملهء صابران بودند و ما ايشان را در رحمت خود برديم كه ايشان از جملهء صالحان و نيك مردان بودند .
[ وَ ذَا النُّونِ ]
و ياد كن اى محمّد ذو النون خداوند ماهى را يعنى يونس بن متّى را چون برفت خشمناك ضحّاك گفت : خشمناك بود بر قوم خويش از آنجا كه اصرار كردند بر كفر . عبد اللّه عبّاس گفت : يونس و قومش در زمين فلسطين بودند پادشاهى بحرب ايشان
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « ابو موسى اشعرى گفت : ذو الكفل پيغمبر نبود بندهء بود صالح تكفّل كرد به عمل صالحان از پيغمبران و در شبانه روزى خداى را صد نماز كردى خداى تعالى بر او ثناء نيكو گفت ، و گفتند : مردى پارسا بود تكفّل كرد به كار مردى كه درمانده بود و او را از آن بلا برهانيد او را ذو الكفل خواندند ، و گروهى گفتند : ذو الكفل الياس بود ، و گروهى گفتند : زكريّا بود » . مولى فتح اللّه ( ره ) در منهج الصادقين گفته : «[ وَ ذَا الْكِفْلِ ]و ذو الكفل را كه يوشع است يا زكريّا يا الياس يا اليسع على اختلاف الاقوال ، و وجه تسميهء او به « ذو الكفل » آنست كه [ كفل ] بمعنى نصيب و بهره است يعنى بهره‌مند از جانب جناب عزّت . و گفته‌اند كه : [ كفل ] بمعنى ضعف است يعنى عمل او دو برابر عمل انبياى زمان او بود و ثواب او ضعف ثواب ايشان و يا ثواب او دو مقابل ثواب امّتش بود و بمعنى ضمان نيز آمده يعنى او ضامن أمّت خود شده بود كه اگر بطريق حق سلوك نمايند ايشان را بجنّت عليا و مرتبهء عظمى رساند ، و گفته‌اند كه : [ ذو الكفل ] اليسع است كه متكفّل پادشاهى جبّار شد كه بعد از انقياد او باوامر إلهى او را ببهشت برد و نام آن پادشاه كنعان بود و خطى به اين مضمون نوشت و بوى داد ، و در مختار القصص بر اين وجه آورده كه : ذو الكفل اليسع است كه از الياس عليهما السلام تكفّل نمود كه بامر دين قيام نمايد بعد از مفارقت الياس از او ؛ و بدينجهت بذى الكفل مسمّى شد ( تا آخر گفتار او » .