تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
اين شكر و عبادت او از آنست كه تو او را مال و فرزندان و اسباب بسيار دادهء گمان من چنانست كه اگر وى را امتحان كنى و مال ازو باز ستانى و فرزندان او ؛ صبر نتواند كرد و كفران آرد به تو ؛ حق تعالى گفت : او بندهء نيكست مرا در سرّاء و ضرّاء ، و اگر جملهء نعمت او بمحنت بدل كنم هيچ كفران نيارد . وهب گفت : عند اين حال ابليس گفت : بار خدايا مرا بر مال وى مسلّط كن ؛ گفت : كردم ، ابليس مالهاى او همه بر وى تباه كرد و هلاك گردانيد ؛ ايّوب عليه السّلام در شكر بيفزود ، آنگه گفت : مرا بر فرزندان او مسلّط كن ؛ گفت : كردم ، گفت : مرا بر تن او مسلّط گردان ؛ گفت : كردم مگر بر دل و زبانش . و درين حديث و حكايت أباطيل بسيار آورده‌اند « 1 » و اين نوع هيچ روا نباشد و چگونه خداى تعالى ابليس را كه دشمن اوست بر انبيا و اوليا و دوستان خود مسلّط كند ؟ ! و كدام عاقل اين روا دارد ؟ ! و در بيمارى وى بسيار شنايع روايت كرده‌اند و گفته‌اند : وى را هفت سال در كناسهء از كناسات بنى اسرائيل انداخته بودند و كرم در اندام وى افتاده و هيچكس نتوانستى كه به آن جا بگذرد از بوى او ، و اين در حقّ پيغمبران كسى روا دارد كه او قدر ايشان نداند و هيچ چيز از منفّرات روا
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « در اين حديث اباطيلى و ترّهاتى بسيار آورده‌اند هيچ روا نباشد كه خداى تعالى ابليس را بر انبيا مسلّط كند و آنگه در بيمارى او بسيارى شنايع روايت كردند از آنكه هفت سال بر كناسهء از كناسات بنى اسرائيل افكنده بود ، و كرم در اندام او افتاده ، و كس نتوانستى كه آنجا بگذشتى از بوى او ، و اين در حقّ پيغمبران آنكس روا دارد كه قدر ايشان نداند و ما بيان كرديم كه بر پيغمبران هيچ چيز از منفّرات روا نباشد نه از قبل خداى تعالى و نه از قبل ايشان ؛ براى آنكه مؤدّى بود با نقض غرض قديم تعالى ؛ و او از اين منزّه است ، اما سختى بيمارى و تزايد آلام و تكاثف امراض روا داريم كه خداى تعالى كند پيغمبران را بر سبيل امتحان براى لطف و اعتبار ؛ و در برابر آن اعواضى عظيم باشد موفى بر آن مادام تا بيماريى نبود منفّر كه نفرت آرد مردم را از ايشان از برص و جذام و جنون و قروح منفّر و احوالى كه آن را قبح منظرى باشد و رايحتى كريهه و چيزى مستبشع باشد . اما آنكه خداى تعالى مال ايّوب ببرد و فرزندان او را بازستاند و او را انواع بيمارى دهد نامنفّر اين همه روا داريم اما نه بدعاى ابليس و اسعاف و تسليط او بر آن ؛ آنچه روايت كردند از مخاصمت او با خداى تعالى هم آنكس روا دارد كه او پيغمبران را نشناسد و نداند كه بر ايشان چه روا باشد و چه نباشد » .