كردند مصيب بودند .
[ وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ ]
و با داود پيغمبر كوهها را مسخّر كرديم تا با او تسبيح ميكردند و نيز مرغان را مسخّر وى كرديم تا با او تسبيح ميكردند وهب منبّه گفت : داود عليه السّلام در بيابان رفتى و تسبيح كردى كوهها و مرغان همچنان با وى تسبيح كردندى و ما اين بكرديم كه كوهها و مرغان را با وى در سخن آورديم تا تسبيح گفتند و اين معجزات براى وى ظاهر كرديم
[ وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ
« 1 »
لَكُمْ ]
و ما وى را تعليم كرديم و بياموختيم او را صنعت زره كردن و بافتن زره تا لباسى باشد شما را كه آن را در پوشيد و در حرب خود را از زخم تير و تيغ نگاهداريد اوّلين كسى كه زره كرد داود عليه السّلام بود خداى تعالى آهن را در دست وى نرم گردانيد تا حلقهها ميكرد و درهم ميافكند به آسانى و او را به آتش حاجت نبود
[ لِتُحْصِنَكُمْ ]
تا شما را نگاه دارد از سختى كارزار و آفت آن ، و اين نعمتى بزرگ است پس شما هيچ شكر نعمت خداى خواهيد كردن يا نخواهيد كردن ؟ !
[ سوره الأنبياء ( 21 ) : آيات 81 تا 82 ]
وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ عاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِهِ إِلى الْأَرْضِ الَّتِي بارَكْنا فِيها وَ كُنَّا بِكُلِّ شَيْءٍ عالِمِينَ ( 81 ) وَ مِنَ الشَّياطِينِ مَنْ يَغُوصُونَ لَهُ وَ يَعْمَلُونَ عَمَلاً دُونَ ذلِكَ وَ كُنَّا لَهُمْ حافِظِينَ ( 82 )
و مسخّر گردانيديم مر سليمان بن داود را باد سخت كه بفرمان او ميرفت تا به آن زمين كه به آن بركت كرديم از شام و بيت المقدّس .
مفسّران گفتند : سليمان را بساطى بود چهار فرسنگ در چهار فرسنگ در طول و عرض چون بسفرى خواستى رفتن يا بغزوى ساز و لشكر را بر آن بساط نشاندى و باد عاصف را فرمودى تا بساط برگرفتى و در هوا بردى آنگه باد نرم را فرمودى تا براندى به آن جا كه وى خواستى بامداد يك ماهه راه بردى و شبانگاه يك ماهه راه باز - آوردى « 2 »
[ وَ كُنَّا بِكُلِّ شَيْءٍ عالِمِينَ ]
و ما به همه چيزى عالم و دانائيم و همچنين
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح نسبت به [ لبوس ] گفته : « و هى فعول بمعنى المفعول كالرّكوب و الحلوب »
( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ج 3 چاپ اوّل ؛ ص 558 ) باضافهء : « وهب گفت : « ما را حكايت كردند كه بناحيهء بغداد نوشتهء ديدند كه بعضى اصحاب سليمان نوشته بودند إمّا از إنس و إمّا از جنّ كه : نحن نزلناه و ما بنيناه و مبنيّا وجدناه و غدونا من اصطخر فقلناه و نحن الرائحون منه انشاء اللّه فبايتون بالشام ؛ ما فرود آمديم اينجا و نه ما بنا كرديم اين جا را ؛ و بنا كرده يافتيم ، بامداد از اصطخر پارس آمديم و اينجا قيلوله كرديم و نماز شام بشام باشيم انشاء اللّه » .