تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
بخشايندگانى « 1 » بر من ببخشاى و اين محنت از من كفايت كن . وهب منبّه گفت : ايّوب مردى بود از اهل روم و هو أيّوب بن أموص بن رازخ بن روم بن عيص بن اسحاق بن ابراهيم عليه السّلام « 2 » و مادر او از فرزندان لوط بود و خداى تعالى او را برگزيد و پيغمبرى داد و مال بسيار چندانكه سواد شام سهل و جبل او را بود و او را در آنجا أصناف و انواع مال بود از گاو و گوسفند و شتر ، و او توانگرترين أهل روزگار خود بود و او پانصد جفت گاو زراعت « 3 » داشت كه به دو كشت كردندى با هر جفتى گاو بندهء مملوك بود از آن او ؛ و با هر بندهء زن و فرزند و مال و تجمّل ، و او را گاوان ماده بودند با هر يكى سه و چهار بچّه و او را زنى بود رحمه نام « 4 » و از آن زن فرزندان داشت گفتند : هفت پسر داشت و هفت دختر ، و او مردى با جمال بود نيكو روى و خوشخوى و خوشبوى و پرهيزگار و بسيار خير و مشفق بر خلقان خداى ، و نيكوكار با درويشان و مهماندار و خويشتن را و مال خود را چون وقف كرده بود بر يتيمان و درويشان و ابناء سبيل و شاكر نعمت او را و مؤدّى حقّ او . چون ابليس عليه اللعنه در كار او عاجز شد خواست تا وى را وسوسه كند و بهرى از وظايف عبادت بر وى تباه گرداند نتوانست گفت : بار خدايا ترا امروز در زمين هيچ بندهء نيست عابدتر و شاكرتر از ايّوب ، و همانا كه
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) در تفسير خود گفته ( ج 3 چاپ اوّل ؛ ص 560 ) : «[ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ ]به من رسيد بيمارى و محنت و تو خداى بخشاينده‌تر از همهء بخشايندگانى ؛ بدانكه قصّاص از وهب و كعب و جز ايشان نه چندانى محال و حشو و ترّهات و ناشايست در قصّهء ايّوب گفته‌اند از آنچه عقلها منكر باشد آن را و اضافت كرده بسيار فواحش در آن باب با خداى تعالى و با ايّوب ؛ و ما اين كتاب را صيانت كرديم از امثال آن احاديث ، و آنچه از آن حديثها مستنكر نيست و مخالف ادلّهء عقل و مناقض آنچه در اصول بأدلّهء نامحتمل تأويل درست شده است طرفى بگوئيم » . ( 2 ) - اين نسب نصّ عبارت ثعلبى است در عرائس در احوال ايّوب عليه السّلام ( ص 91 چاپ مصر بسال 1312 ) . ( 3 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « گاو ورزا » ؛ در برهان قاطع گفته : « برزه گاو ؛ گاو زراعت را گويند و آن گاويست كه زمين را بدان شيار كنند » و نيز گفته : « برز بر وزن طرز بمعنى كشت و زراعت و كشاورزى باشد » و بساير تركيبات اين كلمه نيز پرداخته و نيز گفته : « ورز بفتح اوّل و سكون ثانى و راى نقطه دار كشت و زراعت را گويند و ورزا و ورز - گاو گاوى را گويند كه بدان زمين زراعت را شيار كنند » . ( 4 ) - ثعلبى در عرائس گفته : « امرأته رحمة بنت افرايم بن يوسف بن يعقوب عليهم السلام »