و اهل آن ديه فعلهاى بد كردندى و كردارهاى بد و زشت كردند مثل لواطه و غير آن كه پيش از ايشان كس نكرده بود و بسيار از منكرات كردند و ايشان قوم بد بودند و مردمانى بودند از فرمان خداى و امر حق بيرون آمده ، و او را يعنى لوط را در رحمت خود درآورديم و در ميان اهل رحمت خود جاى داديم و او از جملهء صالحان و نيكمردان بود .
[ سوره الأنبياء ( 21 ) : آيات 76 تا 80 ]
وَ نُوحاً إِذْ نادى مِنْ قَبْلُ فَاسْتَجَبْنا لَهُ فَنَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ ( 76 ) وَ نَصَرْناهُ مِنَ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا إِنَّهُمْ كانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَأَغْرَقْناهُمْ أَجْمَعِينَ ( 77 ) وَ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ إِذْ يَحْكُمانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَ كُنَّا لِحُكْمِهِمْ شاهِدِينَ ( 78 ) فَفَهَّمْناها سُلَيْمانَ وَ كُلاًّ آتَيْنا حُكْماً وَ عِلْماً وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ يُسَبِّحْنَ وَ الطَّيْرَ وَ كُنَّا فاعِلِينَ ( 79 ) وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ لِتُحْصِنَكُمْ مِنْ بَأْسِكُمْ فَهَلْ أَنْتُمْ شاكِرُونَ ( 80 )
و ياد كن اى محمّد نوح پيغمبر را چون ندا كرد و خداى خويش را بخواند پيش از اين يعنى پيش از ابراهيم و لوط ؛ ما دعاى او را اجابت كرديم و او را و أهل او را از آن اندوه بزرگ برهانيديم يعنى از بلاى طوفان و ما او را يارى كرديم و خلاص داديم از آن قومى كه آيات ما را بدروغ داشتند از رنج و بلاى ايشان ؛ بدرستى كه قوم نوح گروهى بودند بد ؛ ما ايشان را غرقه گردانيديم و هلاك كرديم ،
[ وَ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ ]
و نيز ياد كن داود و سليمان را در وقتى كه داود و سليمان حكم كردند در كشتى و زرعى ، عبد اللّه مسعود گفت : رزى بود انگور بياورده
[ إِذْ نَفَشَتْ
« 1 »
فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ ]
چون بشب چرا كرد در وى گوسفندان قومى و آن را تباه گردانيد ، قتاده و زهرى گفتند : دو مرد بنزديك داود آمدند يكى صاحب زرع بود و يكى صاحب گوسفند ؛ صاحب زرع گفت :
يا رسول اللّه دوش گوسفندان اين مرد زرع مرا تباه كردهاند ، داود عليه السّلام گفت : بدانيد تا بهاى زرع چند است و بهاى گوسفند چند است ؛ بدانستند راست ، صاحب گوسفند را
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « نفش آن باشد كه گوسفند بىشبان در جائى چرا كند بر سبيل افساد ؛ زهرى گفت : الهمل و النّشر بالنهار ، و النّفش بالليل » .