تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
در ضلالتى و گمراهى روشن بوده‌ايد ، ايشان را سخن منقطع شد هيچ نتوانستند گفت جز آنكه استبعاد كردند و گفتند : اى ابراهيم اينكه ميگوئى بجدّ ميگوئى و حقّ آوردهء بما ؟ يا خود تو از جملهء بازى كنندگانى ؟ آنچه ميگوئى همه از سر بازى و لعب ميگوئى ؟ - ابراهيم گفت :
[ بَلْ رَبُّكُمْ ]
چه جاى بازى است و مقام لعب ؛ آنچه ميگويم بجدّ ميگويم بلكه خداى شما خداى آسمان و زمين است كه آن را بيافريد و من برين گواهم يعنى بر الهيّت وى و آنكه آفريدگار آسمان و زمين است و اوست كه مستحقّ عبادت است .

[ سوره الأنبياء ( 21 ) : آيات 57 تا 63 ]

وَ تَاللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصْنامَكُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِينَ ( 57 ) فَجَعَلَهُمْ جُذاذاً إِلاَّ كَبِيراً لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ ( 58 ) قالُوا مَنْ فَعَلَ هذا بِآلِهَتِنا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَ ( 59 ) قالُوا سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ ( 60 ) قالُوا فَأْتُوا بِهِ عَلى أَعْيُنِ النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَشْهَدُونَ ( 61 ) قالُوا أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هذا بِآلِهَتِنا يا إِبْراهِيمُ ( 62 ) قالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ ( 63 ) ابراهيم عليه السّلام چون ديد كه ايشان اصرار ميكنند و بتنبيه او متنبّه نميشوند گفت : بخداى كه من كيدى كنم و مكرى سازم بخدايان شما بعد از آنكه شما پشت بر كنيد و برويد . مجاهد و قتاده گفتند كه : اين سخن ابراهيم در سرّ گفت امّا يك كس بشنيد برفت و بمردم افشا كرد سدّى گفت : ايشان را عيدى بود در سال كه بجمع آنجا حاضر شدندى و چون بازگشتندى پيش بتان شدندى و سجده كردندى بتان را ، و طعامها بياوردندى و پيش ايشان و پيرامن ايشان بنهادندى و گفتندى تا بركت در آنجا پديد آيد بمجاورت ايشان ، چون از عيد باز آمدندى آن طعام بخوردندى ، عمّ ابراهيم گفت : اى ابراهيم با ما بعيد نمىآئى تا آئين و رسم ما بينى و بدانى كه دين ما چگونه است باشد كه راغب گردى در آن ؟ - ابراهيم گفت : مرا رغبت نيست در در دين شما و عيد شما ، عمّش الحاح كرد ؛ برخاست و برفت ، چون بعضى از راه برفت خسته شد و پايش رنجور گشت بنشست و گفت :
[ إِنِّي سَقِيمٌ ]
گفتند كه : تبش آمد ، و گفتند كه : نوبت تب بود او را ، و گفت : مرا وقت تب است و من نتوانم آمدن كه