تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
و اين بر سبيل مبالغت و تشبيه فرمود كه ايشان در قلّت اصغا بمنزلت كرانند و الّا بر حقيقت شنوااند چنان كه شاعر گفت :
لقد أسمعت لو ناديت حيّا * و لكن لا حياة لمن تنادى
[ إِذا ما
« 1 »
يُنْذَرُونَ ]
چون ايشان را بترسانند
[ وَ لَئِنْ مَسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ
« 2 »
]
و اگر دهشتى و نفحهء از عذاب خداى بايشان رسد از آن بفرياد آيند و گويند : اى واى بر ما كه ما ظالم و ستمكار بوده‌ايم بر نفس خويش ؛ هر چه كرديم از بدى با خود كرديم ،
[ وَ نَضَعُ ]
« 3 » و ما بنيهم ترازوى راست براى روز قيامت ، و اين ترازو چنان كه گفته شد
هامش
( 1 ) ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ إِذا ما يُنْذَرُونَ ]چون بترسانند ايشان را [ ما ] زيادت است و اوليتر آنست كه مصدرى باشد يعنى وقت الانذار » . ( 2 ) ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ وَ لَئِنْ مَسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِنْ عَذابِ رَبِّكَ ]آنگه حق تعالى بر سبيل تذكير و تنبيه گفت : اگر يك دمش از عذاب خداى بايشان رسد از آن بفرياد آيند و گويند : يا ويلنا ؛ اى واى بر ما ؛ ما ظالم و ستمكار بوده‌ايم بر نفس خود ، و اصل [ نفخه ] دمش بوى بود آنگه در جاى قلّت و اندك استعمال كنند بر سبيل مبالغت ؛ يقال : نفخ فلان الى فلان ؛ اذا أعطاه شيئا قليلا ، و اصل كلمه آنست كه گفتيم من قول الشاعر :و عمرة من سروات النساء * ينفخ بالمسك أردانهاو نفخ و نفح يكى باشد الّا آنچه نفخ بخاء معجم بيشتر از نفح بود » . ( 3 ) ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ ]آنگه در وعظ خلق گرفت و گفت : ما بنهيم ترازوهاى راستان براى روز قيامت ؛ در ترازو دو قول گفتند يكى آنكه حقيقت است و ترازوئى باشد با كفّه‌ها و شاهين كه به آن صحايف أعمال سنجند چنان كه در اخبار هست و بيان كرديم ، و قولى دگر آنكه مجاز است و كنايت از عدل و انصاف و راستى يعنى چنان رود آنجا كه پندارى بترازو بر سخته است . و روايت كرده‌اند كه رسول عليه السّلام شب معراج ترازوئى ديد آويخته هر كفّهء از او فى سعة الشرق الى الغرب ؛ بفراخى مشرق تا مغرب ؛ گفت : بار خدايا اين ترازو بچه مملوّ شود ؟ و بچه درآيد ؟ - گفت : بعزّ عزّت من كه بنيم خرما درآرم چون باخلاص بود و امّا قوله[ الْقِسْطَ ]واحد است و صفت موازين است و او جمع ؛ براى آنست كه [ قسط ] مصدر است و المصدر لا يثنّى و لا يجمع و مصدر را تثنيه و جمع نكنند » . اشاره به اين قاعدهء مسلّمه در علم نحو است قول ابن مالك در باب نعت :« و نعتوا بمصدر كثيرا * فالتزموا الافراد و التذكيرا »