تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
شب و روز و گاه و بيگاه در خفتگى و بيدارى . ذو النّون مصرى گفت : شبى از شبها بيرون آمدم شبى بود روشن و ماهتاب بر كنار رود نيل ميرفتم كژدمى را ديدم كه بشتاب ميرفت چنان كه من درو نميرسيدم ، گفتم : همانا كه درين تعبيهء باشد بر اثر او ميرفتم تا بكنار آب رسيد بزغى « 1 » بيامد و پشت بداشت تا آن كژدم بر پشت او نشست و عبور كرد من گفتم : سبحان اللّه ؛ پاكا خدائى . . . ! كه اين كژدم را بىسفينه رها نكرد من نيز عبور كردم كژدم چون به خشكى رسيد دگر باره تاختن كردن گرفت و من بر اثر او ميرفتم نگاه كردم برنائى را ديدم مست افتاده و مارى عظيم سياه بر سينهء وى آهنگ دهان وى كرده ؛ آن كژدم بيامد و بر پشت مار نشست و او را نيشى زد و بكشت و بينداخت و برگرديد ، من از آن بشگفت فرو ماندم و بر بالين او باستادم و بآواز اين بيتها بخواندم :
يا نائما و الخليل يحرسه * من كلّ سوء يدبّ فى الظّلم
كيف تنام العيون عن ملك * يأتيك منه فوائد النّعم
آن جوان بآواز من از خواب درآمد ، من اين حال با وى حكايت كردم بر دست من توبه كرد .
[ بَلْ هُمْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِمْ مُعْرِضُونَ ]
نه كه ايشان از ذكر خدا برگشته‌اند و در آيات و دلايل و حجج آن نظر نميكنند آنگه بر سبيل تقريع و توبيخ گفت :
[ أَمْ لَهُمْ آلِهَةٌ ]
يا ايشان را خدايانى هستند كه از ما و از عذاب ما ايشان را حمايت كنند يعنى كس از ما حمايت نكند ما حمايت كنيم و نگاه داريم آيا خدايان ايشان ايشان را چگونه حمايت كنند كه نصرت خود نتوانند كردن و خود را از ما نگاه نتوانند داشتن و در صحبت كسى نتوانند رفتن كه ايشان را نگاه دارد .
[ بَلْ مَتَّعْنا هؤُلاءِ ]
بلكه اينان را تمتّع داديم و از نعمت برخوردارشان گردانيديم
[ وَ آباءَهُمْ ]
و نيز پدران ايشان را نعمت داديم و تمكين كرديم از نيل ملاذّ و شهوات ، و تعجيل عقوبت نكرديم تا آنگه كه عمر ايشان
هامش
( 1 ) در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « وزغى » ؛ در برهان قاطع گفته : « بزغ بفتح اوّل و ثانى و سكون غين نقطه دار بمعنى وزغ است كه به عربى [ ضفدع ] گويند » .