تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
دارند و با يكديگر گويند « 1 » كه : اين مرد است كه ذكر خدايان شما ببدى مىكند و ذكر مطلق « 2 » در عيب و دشنام استعمال كرده‌اند چنان كه گفت : سمعنا فتى يذكرهم اى يسبّهم يعنى اينست كه خدايان شما را دشنام ميدهد و ايشان يعنى كافران بذكر خداى و توحيد وى و كتاب وى كافرند پس ايشان اولىترند باستهزا كردن از تو از آنكه ايشان بر باطل‌اند و تو بر حق
[ خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ
« 3 »
]
سبب نزول آيت آن بود كه كافران
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ أَ هذَا الَّذِي ]قول محذوف است اينجا و التّقدير [ يقولون ] گويند : اينستكه ذكر خدايان شما مىكند ببد ، و عرب [ ذكر ] گويند بر اطلاق و عيب و سبّ خواهند قال اللّه تعالى : سمعنا فتى يذكرهم أى يسبّهم قال عنترة :لا تذكرى مهرى و ما أطعمته * ليكون جلدك مثل جلد الاجربأى لا تعيبى ؛ يعنى اين است كه خدايان شما را دشنام ميدهد » . ( 2 ) - مراد از لفظ « مطلق » آنست كه بدون قرينه لفظ را به كار برند و معنى آن را اراده كنند و همان مقصود است كه ابو الفتوح ( ره ) به اين تعبير آورده : « و عرب ذكر گويند بر اطلاق و عيب و سبّ خواهند » . ( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ ]و گفتند : آدم گفت : يا ربّ استعجل بخلقى قبل غروب الشمس ؛ بار خدايا بخلق من تعجيل كن پيش از آنكه آفتاب فرو شود ، و بعضى دگر گفتند : اين از مقلوبست و تقدير آنكه : خلق العجل من الانسان ؛ تعجيل از آدمى بيافريده‌اند يعنى كه هيچ جانور نبود كه در او آن تعجيل بود كه در آدمى ؛ و هذا كقول العرب : عرضت النّاقة على الحوض ، و المعنى عرضت الحوض على النّاقة ، و قولهم : استوى العود على الحرباء ، و المعنى استوى الحرباء على العود ، و قول الشّاعر :حسّرت كفّى عن السّربال آخذة * فردا يجرّ على ايدى المفيد بنااى حسّرت سربالى عن الكفّ و قال ابن احمر :و جرد طار باطلها سيلا * اى طار يسيلها باطلاو ابو عبيده گفت و جماعتى ديگر : كه مراد آنست كه خلق الانسان من عجل اى من طين و [ عجل ] در كلام عرب گل باشد . قال الشّاعر :و النبع ينبت بين الصّخر ضاحية * و النخل ينبت بين الماء و العجلاگر گويند بر اين وجه چه نسبت باشد اين لفظ را به اين كه گفت : سأريكم آياتى فلا تستجعلون ؟ - گوئيم معنى آنست كه خداى تعالى كه قادر بود كه چون آدمى را از گل بيافريند قادر بود كه آياتى كه شما اقتراح ميكنيد با شما نمايد ؛ تعجيل مكنيد . و وجهى ديگر آنست كه خداى تعالى آدم را بتعجيل آفريد نه بتدريج چنان كه آدمى را من نطفة ثمّ من علقة ثمّ من مضغة ثمّ من عظام ثمّ كسونا العظام لحما . تا خلقت بنه ماه تمام شود و اگر بر آن جوابهاى مقدّم انسان حمل كنند بر آدمى هم محتمل باشد و اوليتر اعنى خلق الانسان من عجل آدمى از دأب و خلق او عجله است تا پندارى كه او را خود از آن آفريده‌اند چنان كه كس را وصف كنند به چيزى گويند : فلان كلّه فهم و علم و فلان أكل و شرب ؛ قالت الخنساء فى وصف بقرة يرتع :ما ارتعت حتّى اذا ادّكرت * فانّما هى اقبال و ادباراى كثير الاقبال و الادبار . ساريكم آياتى فلا تستجعلون . گفت : من آيات و معجزات خود با شما نمايم بر من شتاب زدگى مكنيد » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 118 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)