تعجيل عذاب كردند و گفتند كه : اگر راست ميگوئى : اين عذاب كى خواهد بود ؟
حق تعالى خواست كه ايشان را نهى كند از استعجال عذاب ؛ اوّل ابتدا بمذمّت كرد مر آدمى را ؛ براى آنكه او در كارها تعجيل مىكند آنگه نهى كرد ايشان را از تعجيل در كارها و گفت : از شما اين بديع نيست از آنكه شما را از عجلت « 1 » و شتاب زدگى آفريدهاند و اين طبيعت و سرشت شماست . عبد اللّه عبّاس گفت : مراد به اين انسان آدم است چون خداى تعالى آدم عليه السّلام را مىآفريد چون جان بسينهء وى رسيد خواست كه باز نشيند . سعيد جبير گفت : چون روح بزانوى وى رسيد نگاه كرد ميوهء بهشت ديد تعجيل كرد خواست تا پيش از اتمام خلق بر پاى خيزد و گفتند : خداى تعالى او را روز آدينه وقت نماز ديگر آفريد هنوز خلقت او تمام ناشده تعجيل كرد و گفت : يا ربّ استعجل بخلقى قبل غروب الشمس ؛ بار خدايا در آفريدن من تعجيل كن پيش از آنكه آفتاب فرو شود . و گفتند :
اين از مقلوب است و تقدير آنست كه : خلق العجل من الانسان ؛ تعجيل از آدمى آفريدهاند .
و گفتند كه [ عجل ] گل است يعنى آدمى را از گل آفريدند و بر اين تقدير وجه مناسبت با اين كه گفت :
[ سَأُرِيكُمْ آياتِي ]
آنست كه آن خداى كه قادر بود كه آدمى را از گل بيافريند قادر باشد بر آنكه آياتى كه شما اقتراح ميكنيد بشما نمايد . و وجهى ديگر آنست كه خداى تعالى آدم را بتعجيل آفريد نه بتدريج چنان كه آدمى را خلقت بنه ماه تمام گردانيد . و ديگر آنكه خوى و عادت آدمى تعجيل و شتاب زدگى است تا پندارى كه او را از آن آفريدهاند . آنگه گفت : تعجيل مكنيد در آيات من كه زود باشد كه
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ : « بر عجلت » .