وى است براى اين سباحت گفت عبد اللّه عبّاس گفت
[ يَسْبَحُونَ ]
ميگردند و ميروند در فلك خود بخير و شرّ و شدّت و رخا ، و براى آن بكنايت عقلا از او خبر داد كه فعل عقلا به او حوالت كرد ، و براى آن بلفظ جمع گفت كه مراد ماه و آفتاب و ستارگان است .
[ وَ ما جَعَلْنا ]
و ما هيچ آدمى را در دنيا خلود و جاودانى ندادهايم و پيش از تو كسى در دنيا جاودان نمانده است تا تو نيز جاودان مانى . گفتند : سبب نزول آيت آن بود كه كافران گفتند :
[ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ ]
ما انتظار مرگ محمّد ميكشيم حق تعالى اين آيت فرستاد و گفت : اگر ايشان چشم بر مرگ تو نهادهاند ما هيچكس را جاويد در دنيا نگذاشتيم تا اگر تو بميرى ايشان جاويد بمانند .
[ كُلُّ نَفْسٍ ]
هر تنى كه جان دارد مرگ بچشد « 1 » و شدّت و سختى مرگ بوى رسد و ما شما را بيازمائيم و امتحان كنيم ببدى و نيكى و بيمارى و تندرستى و درويشى و توانگرى و مرگ و زندگانى ، و مراد بامتحان و ابتلا از خداى تعالى تشديد تكليف باشد و شما را با پيش ما آرند و مآل و مرجع شما با ما باشد يعنى با آن سراى كه در آن سراى حكم ما را باشد و آنجا كسى ديگر را حكم نباشد چنان كه در دنياست .
[ سوره الأنبياء ( 21 ) : آيات 36 تا 40 ]
وَ إِذا رَآكَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَتَّخِذُونَكَ إِلاَّ هُزُواً أَ هذَا الَّذِي يَذْكُرُ آلِهَتَكُمْ وَ هُمْ بِذِكْرِ الرَّحْمنِ هُمْ كافِرُونَ ( 36 ) خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِيكُمْ آياتِي فَلا تَسْتَعْجِلُونِ ( 37 ) وَ يَقُولُونَ مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ( 38 ) لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُوا حِينَ لا يَكُفُّونَ عَنْ وُجُوهِهِمُ النَّارَ وَ لا عَنْ ظُهُورِهِمْ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ ( 39 ) بَلْ تَأْتِيهِمْ بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّها وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ ( 40 )
چون اين كافران ترا بينند نگيرند ترا مگر بافسوس يعنى ترا كه بينند افسوس
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ كُلُّ نَفْسٍ ]هر تنى كه جان دارد مرگ بچشد و براى آنكه در مرگ شدّتى و سختيى هست بلفظ [ ذاق ] گفت يقال : قد ذقت و بال فعلك و قال تعالى : انّهم لذائقوا العذاب الاليم ، و قال فذق انّك انت العزيز الكريم فرّاء گفت : چون اسم فاعل بمعنى ماضى باشد عمل نكند اضافت شايد كرد چنان كه در آيت است ، و چون بمعنى حال و استقبال باشد عمل نصب كند چنان كه : زيد ضارب عمر و بالامس اى ضرب عمرا ، و زيد ضارب عمروا الآن او غدا » .