تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
غافل باشند و مشغول شونده دلهاى ايشان بلهو و بطر
[ وَ أَسَرُّوا ]
و پنهان با يكديگر راز گويند آنان كه ظالمان و كافران‌اند
[ هَلْ هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ ]
اين محمّد همچون شما آدمى است وى را بر شما هيچ مزيّتى نيست آنچه مىكند و ميگويد سحر است و جادوى
[ أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ ]
اى « 1 » شما بسحر و جادوى مىآئيد ؟ ! و به آن ميگرويد و آن را براست ميداريد ؟ ! و حال آنست كه شما مىبينيد و مىدانيد كه آن سحر است . [ قل ربى ] بگو « 2 » اى محمّد كه : خداى من سخنى كه در آسمان و زمين باشد آن را داند و شناسد اين كه شما با يكديگر براز ميگوئيد چگونه آن را نشناسد و نداند ؟ ! كه او خداى شنوا و داناست ، ذكر قول كرد براى آنكه او عامّ است ؛ آشكارا و نهان را شامل است ، آنگه اضراب كرد از آن و گفت : نه كه اين كافران گفتند آن را كه در اوّل بار سحر و جادوى خواندند : آن أضغاث أحلام است ؛ خوابهاى شوريده و درهم آميخته است ، آنگه ازين نيز اضراب كردند و گفتند كه : نه سخنى دروغ است كه از خود افترا كرده است و فراهم بافته ، و ازين نيز هم « 3 » باز آمدند و گفتند : او شاعر است و سخن او شعر است و اين همه از سر عجز و تحيّر گفتند بىانديشه ، و اين اقوال متناقض از سر جهل گفتند ؛ براى آنكه
[ أَضْغاثُ أَحْلامٍ ]
را هيچ معنى نباشد و ازينجا خوابهاى شوريده را كه أصلى نباشد « أضغاث أحلام » خوانند ، و آنچه گفتند كه : او ميگويد و از خود فرا مىنهد و بر خداى مىبندد ؛ دروغ و باطل گفتند ؛ براى آنكه ايشان را بكرّات و مرّات گفتند
هامش
( 1 ) - يعنى آيا . ( 2 ) - اين ترجمه مبنى بر يك قرائت است و قرائت ديگر همانست كه در متن بخطّ قرآنى به نظر ميرسد ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته : « [ قل ] بگو اى محمّد ؛ كوفيان خواندند مگر بو بكر و خلف [ قال ] على الخبر ؛ و باقى قرّاء خواندند [ قل ] على الامر[ رَبِّي يَعْلَمُ ]( تا آخر ) » . مولى فتح اللّه ( ره ) در منهج الصادقين گفته : « [ قل ] بگو ؛ و حفص [ قال ] ميخواند بر طريق اخبار يعنى پيغمبر در جواب كافران گفت كه » . ( 3 ) - كذا در نسخ معتمد قديم ؛ و در نسخ نو نويس [ نيز ] تنها .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 106 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)