خطاب با رسول است صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و مراد امّتان او از جملهء مكلّفان ؛ گفت : چشم مكش و منگر به آنچه ما داديم و ممتّع گردانيديم به آن اصناف و انواع اين كافران را از زينت و آرايش دنيا تا از مطاعم و مشارب و ملابس و مشتهيات آنچه نفس ايشان ميخواهد و دل ايشان آرزو و تمنّاى آن مىكند از انواع ملاذّ و ملاهى . و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : لا تنظروا الى من هو فوقكم و انظروا الى من هو أسفل منكم فانّه أجدر أن لا تزد روا نعمة اللّه عليكم ؛ در آنكس منگريد كه بالاى شما باشد بنعمت ، در آنكس نگريد كه فروتر از شما باشد كه آن اوليتر باشد كه نعمت خداى بر خود حقير نداريد و اين معنى را شاعرى در بيتى دو سه گفته است « 1 » :
زمانه پندى آزاده وار داد مرا * زمانه را چو نكو بنگرى همه پند است
زبان ببند مرا گفت و چشم دل بگشاى * كرا زبان نه ببند است پاى در بند است
بدان كسى كه فزون از تو آرزو چه كنى * بدان نگر كه به حال تو آرزومند است
ابو رافع گفت كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرا بنزديك جهودى فرستاد و از وى قرض خواست جهود گفت : من جز برهن قرض ندهم رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را سخت آمد خداى تعالى براى تسليت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين آيت فرستاد
[ لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ ]
ما ايشان را نعمت حيات دنيا داديم تا ايشان را امتحان كنيم و بيازمائيم تا بشكر آن و اداى حقوق آن قيام مىنمايند يا نه ؛ اگر شكر گويند نعمت را زيادت كنيم ، و اگر كفران آرند اين نعمت را از ايشان بگردانيم و به عذاب آخرت مبتلا گردانيم .
[ وَ رِزْقُ رَبِّكَ ]
و روزى خداى تو در آخرت بهتر است ازين و باقىتر ، و اين روزى كه نبوّت است ترا بهتر است از آنچه ما ايشان را به آن ممتّع گردانيديم .
آنگه امر كرد وى را و گفت :
[ وَ أْمُرْ ]
بفرماى اهل بيت خود را و زير دستان و قوم و أمّت خود را به نماز و تو بر نماز و گزاردن نماز و فرمودن به آن صبر كن ، و بندگى و عبادت بجاى مىآر ، و غم روزى مخور كه ما ترا روزى رسانيم ، و ما از تو نميخواهيم تا خود و اهل بيت خود را روزى دهى ، ترا و اهل ترا ما روزى دهيم ، عاقبت پسنديده و سر انجام نيكو أهل تقوى و پرهيزگاران راست .
هامش
( 1 ) - مراد به اين شاعر رودكى است و اين اشعار از شعرهاى بسيار معروف وى است .