تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
من مرا با من گذارد و توفيق و هدايت ندهد فرو مانم و اين ميدان بسر نبرم و ازين بيابان جان بكناره نيفكنم و از جملهء گمراهان باشم درين بود كه قائد و سرهنگ و خسرو سيّارگان كه صبح صادق است از مطلع خود سر بر آورد او را گفت : اين حاجب و پيش رو نورانى باشد كه نور او به همه آفاق برسد و از همه بيشتر باشد چون نگاه كرد سپر زرّين آفتاب از فلك خود سر بر آورد و روى زمين را بنور خود منوّر كرد و بهر جائى و بقعهء بتافت و هر جزوى از اجزاى عالم از وى نصيبى يافت بجرم از همه مهتر ، و بنور از همه بيشتر ، و به قدر از همه بلندتر ، گفت : با اين نيز دستى بيازمائيم تا اين چه ذوق دارد گفت :
[ هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ ]
اين بر آينده خداى منست او بزرگتر است ، چون او نيز فرو شد و كبر جرم و علوّ قدر او او را حمايت نكرد از اين آفت بدانست كه : هر چه از جنس و شكل او باشد مثل او باشد از همه روى برگردانيد و گفت : اى قوم من بيزارم از هرچه كه شما مشركان آن را مىپرستيد و بخداى شرك مىآريد و از همه تبرّا كرد . و گفته‌اند كه : ابراهيم اين بر وجه تهكّم و سخريّه گفت بر آنان كه ستاره - پرست بودند و خواست كه ايشان را تنبيه كند و بايشان نمايد نقص و عيب معبودان ايشان ، گفت :
[ هذا رَبِّي ]
بزعمكم ، چنان كه يكى از ما مجسّم را گويد برين وجه : هذا ربّه يجىء و يذهب ، به اين خداى نگر كه مىآيد و ميرود و مىنشيند و بر ميخيزد بر سبيل تنبيه ، يعنى آنكه چنين بود خدائى را نشايد چنان كه در خبر آورده‌اند كه : يكى از حواريان به جائى رسيد كه بت مىپرستيدند خواست كه ايشان را منع كند أمّا دانست كه ايشان قبول نكنند از آنكه تا بزرگ شده بودند آن ديده بودند ايشان را گفت : اين معبودان شمااند ايشان را نيكو بايد پرستيد تا بوقت درماندگى شما را فرياد رسند ايشان گفتند : اين نيكو مرديست كه ما را نصيحت مىكند بحسن عبادت معبودان ما ؛ و گفت او شنيدند بسى بر نيامد كه ايشان را نكبتى رسيد پيش او آمدند و حال باز گفتند گفت : وقت آنست كه خدايان شما شما را فرياد رسند و آن عبادتهاى گران كه شما اينان را كرده‌ايد شما را نفع كند برويد پيش بتان تضرّع و زارى كنيد تا شما را فرياد رسند ، بيامدند و در عبادت بيفزودند و تضرّع و لابه زيادت كردند هيچ سود