تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
روا باشد خدائى را نشايد ؛ چه آن علامت حدوث بود و محدث را محدثى بايد ، گفت :
[ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ ]
دوست ندارم فرو شوندگان را و غايب شوندگان را . گفته‌اند : « 1 » ابراهيم اين سخن در زمان مهلت نظر گفت و آنگه كه خدا را نشناخت و نظر نكرده بود براى آنكه ممكن نيست كه توان گفت كه : خداى تعالى ابراهيم را عارف آفريد به خود ؛ يا علم ضرورى در وى آفريد ؛ لابدّ كه اكتساب علم كرده باشد به نظر ؛ و حالت ناظران مجوّز آن حالت باشد ؛ چنان كه يكى از ما نظر كند در حدوث اجسام تقدير كند كه قديم است و گويد كه : هب انّها قديمة ، تا بنگرد كه بچه ادا خواهد كردن نظر او ؛ چون نظر در قدمش ادا بفساد كند از آن رجوع كند بدليل و بداند كه چون قديم نباشد لابدّ محدث بود .

[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيات 77 تا 79 ]

فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ ( 77 ) فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قالَ يا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ ( 78 ) إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ( 79 ) پس آنگاه كه ماه را ديد كه برآمد و ماه بزرگتر از ستاره بود و روشن‌تر ، گفت :
[ هذا رَبِّي ]
بر وجه فرض و تقدير گفت : اين خداى من است ، چون او نيز فرو شد گفت : اين هم صلاحيت إلهيّت ندارد بخداى استعانت كرد و ازو طلب توفيق و لطف كرد و گفت :
[ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي ]
باوّل گفت :
[ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ ]
چون علامت حدوث ديد بدانست كه : او إله نيست چون ماه را در جرم و نور و عظم بيش از او ديد گفت : بنگرم تا اين چيست ، چون هم بعلّت او معلّل بود و به درد او گرفتار ، گفت : اين كار بيش از اين است دليل دو شد بهر حال بجز ازين چيزها خدائى و پروردگارى هست و من جز ازو به او نرسم به او التجا كرد و طلب هدايت و توفيق ازو كرد و گفت : اگر خداى
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) در تفسير خود گفته : « قوله : هذا ربى ، اهل علم در آن خلاف كردند و آنكه مورد و معنى او چيست ؟ آنچه معتمد است آنست كه ابراهيم عليه السّلام اين سخن در زمان مهلت نظر گفته ( تا آخر ) » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 81 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)