تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
ما لكم لا تشربون ، چرا آب نميخوريد ؟ - قوم او با او در اين معنى خصومت ميكردند چنان كه خداى تعالى از آن خبر داد و گفت :
[ وَ حاجَّهُ قَوْمُهُ ]
قوم او با او حجّت آوردند و خصومت كردند ايشان را بر سبيل تقريع و ملامت گفت : شما با من خصومت ميكنيد در باب خداى من و حال بر آن جمله است كه مرا هدايت كرده است و لطف ارزانى داشته است تا او را بدليل و حجّت بدانسته‌ام از دلايل ملكوت آسمان و زمين ، و من از خداى خود مىترسم ، و نمىترسم از آنچه شما آن را با خداى شريك گرفته‌ايد أمّا از بتان از بهر آنكه ايشان جمادند و نفعى و ضرّى نتوانند كرد ، و أمّا ستارگان از بهر آنكه ايشان را در ما اثرى نباشد و من بدليل افول و غروب بدانسته‌ام كه : ايشان محدثند و مخلوق ، مگر خداى من چيزى خواهد به من رساند از مكاره چون درويشى و بيمارى و مرگ و مانند اين كه بمشيّت و قدرت خداى من باشد ، و گفته‌اند : معنى آنست كه من آنچه شما مىترسيد از بتان نمىترسم مگر خداى من خواهد كه ايشان را حيات در آفريند و قدرت ؛ و ايشان را حىّ و قادر گرداند و تمكين دهد از فعل كردن و مضرّت رسانيدن تا مخوف الجانب شوند و صحّت آن داند كه از جانب ايشان كسى را خوفى باشد آن هم بمشيّت و قدرت خداى من باشد ، و آنگه ايشان را گفت : علم خداى من واسع است و فراخ بر همه چيزى ؛ و معنى آنست كه : او دانا و عالم است بجملهء معلومات بر هر وجه كه صحيح باشد كه معلوم بود و معلومات او را نهايتى نيست آنگه ايشان را تحريض كرد بر نظر كردن بطريق ملامت بلفظ استفهام و گفت كه : آيا شما هيچ انديشه نميكنيد و نظر را كار نمىبنديد ؟ ! تا صحّت و صدق آنچه من ميگويم دانيد و صحّت دعوت مرا بشناسيد .
[ وَ كَيْفَ أَخافُ ما أَشْرَكْتُمْ وَ لا تَخافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطاناً فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ، الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ ]
آنگه بر سبيل احتجاج گفت ايشان را كه : من چگونه ترسم از معبودان شما و آنچه شما آن را شريك خداى كرده‌ايد و به او شرك مىآريد و من بدانسته‌ام كه از