نداشت و اجابت نيامد پيش او آمدند و درو بناليدند او چون ديد كه : وقت آنست كه سخن او مؤثّر شود گفت : اى نادانان و گمراهان نميدانيد كه ايشان نشنوند و نبينند و ندانند بر سود و زيان قادر نباشند برويد و ابلهى مكنيد كه ما را و شما را خدائى هست توانا و دانا و شنوا و بينا كه چون بخوانندش بشنود چون بخواهندش بدهد غنى است و حاجت بر وى روا نيست بيائيد تا بدرگاه او شويم و او را بخوانيم كه اين بليّت و آفت جز او صرف نكند گفتند : ما ندانيم تو او را بخوان تا ما ترا متابعت كنيم او دعا كرد خداى تعالى اجابت كرد و آن بلا از ايشان بگردانيد ايشان بجمله ايمان آوردند . همچنين غرض ابراهيم آن بود كه ايشان را بر خطا و جهل ايشان تنبيه كند و در آيت دليل است بر آنكه معارف ضرورى نيست چه اگر ضرورى بودى ابراهيم ببدايت كار محتاج نظر و استدلال نبودى ابراهيم عليه السّلام چون تبرّا كرد از شرك بتان آنگه تولّا كرد و گفت :
[ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي ]
من روى به خدا آوردم كه آفريدگار آسمان و زمين است يعنى روى عبادت بر وجه اخلاص بآفريدگار آسمان و زمين كردم و از جملهء دينها و ملّتهاى باطل روى بگردانيم و من از جملهء مشركان و بت پرستان نيستم ، ابراهيم تا از معبودان ديگر تبرّا نكرد تولّاى او بمعبود او درست نيامد و از آنجاست كه هيچ تولّائى بىتقديم تبرّا درست نيايد نبينى كه قديم تعالى جلّ جلاله در كلمهء توحيد مكلّفان را چنين فرمود كه : بگوئيد : لا إله إلّا اللّه ، با [ لاء ] نفى ؛ راه توحيد از خار و خاشاك شرك پاك فرمود تا سلطان « الّا اللّه » بر وى گذر كند و در صدر دل بر مسند جان قرار گيرد .
[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيات 80 تا 82 ]
وَ حاجَّهُ قَوْمُهُ قالَ أَ تُحاجُّونِّي فِي اللَّهِ وَ قَدْ هَدانِ وَ لا أَخافُ ما تُشْرِكُونَ بِهِ إِلاَّ أَنْ يَشاءَ رَبِّي شَيْئاً وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً أَ فَلا تَتَذَكَّرُونَ ( 80 ) وَ كَيْفَ أَخافُ ما أَشْرَكْتُمْ وَ لا تَخافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطاناً فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ( 81 ) الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ ( 82 )
ابراهيم عليه السّلام چون بر بتان استخفاف كردى و رسن در پاى ايشان بستى و ايشان را بر زمين ميكشيدى و بكنار آب آوردى و بتهكّم و سخريّه گفتى كه : آب بخوريد