تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
از پيش او برگرفت و درهاى آسمان برگشاد تا به زير عرش به او نمود و جاى او در بهشت به او نمود و حجاب زمينها برداشت و از زمين اوّل تا به زمين هفتم به او نمود تا او عجايب آسمان و زمين بديد . در خبرست كه : يكروز بر خاطر ابراهيم گذشت كه : من رحيم‌تر اهل زمانه‌ام بر زمين ، حق تعالى او را رفع كرد و بر هوا برد و بر احوال بعضى خلايق مطّلع كرد ابراهيم گفت : اللّهمّ دمّر عليهم « 1 » خداى تعالى گفت : آن رحمت كجا شد كه ترا بر خلقان بود ؟ ! أنا أرحم بعبادى منك و من غيرك ، امير المؤمنين على عليه السّلام از رسول صلّى اللّه عليه و آله روايت كرد كه : چون خداى تعالى ملكوت آسمان و زمين بابراهيم نمود مردى را ديد بر معصيتى بود دعا كرد بهلاك او ، خداى تعالى او را هلاك كرد ، ديگرى را ديد بر معصيتى ؛ برو دعا كرد او هم هلاك شد ، ديگرى بديد خواست تا دعا كند خداى تعالى گفت : يا ابراهيم رها كن كه تو مردى مستجاب الدّعوه و كار اين بندگان با من از سه وجه بيرون نيست إمّا توبه كنند من از ايشان قبول كنم ، و إمّا از نسل ايشان مرا بندگان مسبّح مقدّس باشند ، و إمّا پيش من آيند بقيامت ؛ اگر خواهم عفوشان كنم بفضل ، و اگر خواهم عقوبتشان كنم بعدل ، ابراهيم دعا نكرد برايشان . و گفته‌اند : [ ملكوت آسمان ] ماه و آفتاب و ستارگانست و [ ملكوت زمين ] كوه و آب و درختان و نباتست ، و اين آن وقت بود كه : او از غار بيرون آمد چنان كه گفت :

[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 76 ]

فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ ( 76 ) عامّهء علما بر آنند كه : ابراهيم در روزگار نمرود بن كنعان زاد و از ميان مولد ابراهيم و طوفان نوح هزار سال بود و دويست و شصت و سه سال ؛ و از مولد او تا بخلق آدم سه هزار سال بود و سيصد و سى و هفت سال ، و نمرود از فرزندان سام بن نوح بود به چهار پشت با نوح ميرسد و پدر او كنعان بود ، چهار كس پادشاه همهء زمين بودند دو كافر بودند يكى نمرود و دويم بخت نصر و دو مؤمن يكى سليمان و دويم ذو القرنين ، اوّلين كسى كه تاج بر سر نهاد و جبّارى كرد نمرود بود ، او خلق را با عبادت خود خواند
هامش
( 1 ) - يعنى خدايا ايشان را هلاك كن ، يقال « دمرهم ( از باب تفعيل ) و دمر عليهم اى : أهلكهم » :
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 78 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)