در خبرست كه رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : شب معراج اسرافيل را ديدم صور در دهن گرفته و آن بر شكل سروى بود سرى در دهن گرفته و آن سر ديگر چهل هزار منفذ داشت در زير عرش و او چشم در زير عرش كشيده بود جبرئيل عليه السّلام را گفتم : چندگاه است تا او اين صور در دهن گرفته است ؟ - گفت : از آنوقت كه خداى تعالى عالم آفريده است او صور در دهن نهاده است منتظر ايستاده فرمان خداى را كه كى فرمان دهد تا او صور دردمد و صور بلغت يمن قرن باشد يعنى سرو ؛ بيان اين خبر رسول است كه گفت :
كيف أنعم و صاحب القرن التقم القرن « 1 »
[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 74 ]
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةً إِنِّي أَراكَ وَ قَوْمَكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ ( 74 )
محمد اسحاق و كلبى و ضحاك گفتند : نام پدر ابراهيم تارخ بود و او از ديهى بود از ديههاى سواد كوفه نام او كوژ « 2 » و معنى او در لغت ايشان كژ بود و اين اسم ذمّ و عيب بود و گفتهاند كه : نام بت است پس بر اين معنى چنان بود كه [ أ تتّخذ اصناما ] و اصحاب ما را دو روايت است يكى آنكه آزر نام جدّش بود از قبل مادر و روايت دوم نام عمّش بود و جدّ را و عمّ را عرب پدر خوانند و اين چنين است براى آنكه درست شده است كه پدران رسول همه تا آدم مؤمنان بودهاند هم بدليل عقل و هم بدليل نقل ؛ امّا دليل عقل آنست كه اگر پدران ايشان كافر باشند مردمان را نفرت بود از قبول قول ايشان و امتثال امر ايشان ؛ و هرگه كه ايشان دعوت كنند كافران را باسلام و بكفر بر ايشان عيب كنند كافران گويند كه : اين عيب در شما و نسب شما و پدران شما حاصل است ، ديگر آنكه خداى تعالى مشركان را نجس خواند و آنكه او را به پاك كردن پليد فرستاده بود بايد كه نجس نبود و ناپاكزاده نباشد ، و امّا دليل نقل قرآن است كه خداى تعالى ميگويد : و تقلّبك فى السّاجدين بر
هامش
( 1 ) - باقى خبر اينست كه در تفسير ابو الفتوح نقل كرده : « فى فيه ينتظر متى يؤمر فينفخ » ملا فتح اللّه قدس سره در منهج الصادقين آن را چنين معنى كرده : « چگونه بطيب و خوشحالى توان گذرانيد كه صاحب صور صور را در دهن گرفته و گوش فراداشته منتظر آن است كه مأمور شود بنفخ تا بىتأخير باد در آن دمد » .
( 2 ) - در تفاسير مختلف نوشتهاند در تفسير ابو الفتوح « كوئى » و در نسخ اين تفسير در برخى « كوژ » و در برخى « كوز » و در برخى « كوتى »