تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
سبيل منّت و تعداد نعمت گفت بر او كه : ما ترا در پشت ساجدان ميگردانيم اگر ساجدان اصنام باشند اين منّت و نعمت نباشد بلكه منقصت بود ديگر آنكه از اطلاق ساجدان جز ساجدان خداى ندانند ديگر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : لا يزال « 1 » ينقلنى اللّه من أصلاب الطّاهرين الى أرحام الطّاهرات لم يدنّسنى بدنس الجاهليّة ، « 2 » اگر در ميان ايشان كافرى بود او را به « طاهر » وصف نشايستى كردن كه كافر نجس بود ، ميگويد : ياد كن اى محمّد آنكه چون ابراهيم پيغمبر گفت بر سبيل توبيخ و تقريع و ملامت پدر خويش را يعنى عمّش را يا جدّش را از قبل مادر كه نامش آزر بود كه : اى پدر ترا شرم نيست كه بتانى را كه خود مىتراشى و ميسازى بخدائى ميگيرى من ترا و قوم ترا در ضلالت و گمراهى هويدا و روشن مىبينم و بت آن بود كه مصوّر بود به صورت آدمى و اين چنان بود كه آزر بت تراش بود ميتراشيد و به ابراهيم ميداد كه ببازار مىبر و ميفروش ، او بياوردى و رسنى در پاى آن بت بستى و ميكشيدى در زمين و ميگفتى : كه ميخرد خدائى كه نمىشنود و نمىبيند و هيچكس را نفعى نكند ؟ آنگه بياوردى و پيش آزر انداختى و گفتى كه : كس نميخرد ، و مردم شكايت ابراهيم با عمّ كردند او ابراهيم را گفت : چرا چنين ميكنى ؟ - ابراهيم گفت : شرم نميدارى كه اصنام جماد را بخدائى گرفتهء ؟ !
[ إِنِّي أَراكَ وَ قَوْمَكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ ]
.

[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 75 ]

وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ ( 75 ) و همچنين كه ما باز نموديم ابراهيم را و تعريف كرديم بادلّه ضلالت آزر و فساد عبادت اصنام ، همچنين باز نموديم او را ملكوت آسمان و زمين تا به آن تعريف و اعلام از بتان تبرّى كند و بما تولّى كند و از جملهء موقنان و عالمان شود . و او به اين اعلام اين تبرّى و تولّى كرد . در اخبار آمده است كه : خداى تعالى ابراهيم را در صحرائى بداشت و حجاب
هامش
( 1 ) - كذا فى النسخ و بايستى « لم يزل » باشد . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) در تفسير خود آن را چنين معنى كرده : « خداى تعالى مرا ميگرداند از اصلاب پاكان در ارحام پاكان ؛ مرا مدنس بنگرد بدنس جاهليت » .