سبب نزول آيت آن بود كه چون آيت اوّل آمد و مسلمانان را از مجالست كفّار نهى كرد در وقت خوض در طعن قرآن و رسول صلّى اللّه عليه و آله ؛ مسلمانان گفتند : يا رسول اللّه اگر هر گه كه مشركان اين حديث كنند ما خانهء خداى و مسجد الحرام و طواف و نماز رها كنيم كار ما با خلل و فساد شود ؟ - خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : از حساب و شمار كافران بر شما كه متّقيانيد هيچ نيست يعنى حساب ايشان بر ايشان است و عقوبت بر نفس ايشان و قولى ديگر آنست كه متّقيان را از حساب باكى و رنجى نباشد بر ايشان جز مجرّد حساب نباشد امّا تبعه و مناقشهء حساب نباشد ايشان را .
[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 70 ]
وَ ذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَ ذَكِّرْ بِهِ أَنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ بِما كَسَبَتْ لَيْسَ لَها مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَ لا شَفِيعٌ وَ إِنْ تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لا يُؤْخَذْ مِنْها أُولئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُوا بِما كَسَبُوا لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَمِيمٍ وَ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْفُرُونَ ( 70 )
مىگويد و ميفرمايد كه : رها كن آن كسانى را كه دين خود را بلعب و لهو و بازى گرفتهاند و بدان سخريّه و افسوس ميكنند و با ايشان مناظره و محاجّه مكن كه ايشان آنچه گويند و شنوند از سر لهو و بازى و عبث شنوند و گويند زندگانى دنيا ايشان را مغرور گردانيده است و فريفته كرده و گفتهاند كه : مراد آنست كه هر امّتى كه ايشان را عيدى كردند و در آن عيد ايشان را عبادتى فرمودند ايشان آن عيد بلهو و لعب بسر بردند الّا امّت محمّد كه ايشان آدينهها و اعياد به نماز و عبادت صرف كردند بيشتر ، گفت :
دست از اينان بدار كه ايشان مغرور و فريفتهاند ياد ده و موعظه گوى ايشان را به اين قرآن تا گمراه نشوند و هلاك نشوند و به عذاب سپرده نشوند هر نفسى كه عملى كرده باشد بسبب آنچه كرده باشد كه بدون خداى تعالى نفس را متابعت كرده باشد و از حدّ در گذشته هيچ يارى نباشد كه يارى وى كند و هيچ شفيعى كه از بهر وى شفاعت كند و اگر خواهد نفس خويش را باز خرد بهر چه ممكن باشد يعنى بتقدير اگر دنيا و هرچه در دنياست در آن روز ملك او باشد و خواهد كه خويشتن را به آن از عذاب باز خرد از وى قبول نكنند و باز نفروشند ايشان آنانند كه مأخوذ و مرتهن و معذّب شدند به عمل بد خود و ايشان را شرابى باشد از آب گرم تافته و عذابى مولم و ترساننده و اين شراب