تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢

[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيات 68 تا 69 ]

وَ إِذا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آياتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ وَ إِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ( 68 ) وَ ما عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَ لكِنْ ذِكْرى لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ( 69 ) سبب نزول اين آيت آن بود كه چون مشركان با يكديگر افتادندى حديث رسول صلّى اللّه عليه و آله كردندى و مذمّت او و درو و در قرآن طعن زدندى و چون مسلمانان حاضر بودندى انكار نتوانستندى كردن خداى تعالى اين آيت فرستاد و ايشان را از مجالست ايشان نهى كرد گفت اى محمّد چون بينى يعنى تو و امّت تو آنانرا كه در قرآن كه آيات ماست خوض مىكنند و در معجزات رسول صلّى اللّه عليه و آله و در اين هر دو طعن ميزنند و تكذيب ميكنند و استهزا و افسوس ميدارند از ايشان اعراض كن و از مجالست ايشان دورى نماى و رها كن ايشان را تا آنگه كه در حديثى ديگر شروع كنند و اگر چنان باشد كه شيطان از ياد تو ببرد و فراموشت گرداند آنجا ترا مؤاخذتى نيست امّا پس از آنكه با يادت آمد با اين ظالمان و كافران منشين و اين در بدايت اسلام بود امّا چون اسلام قوى شد مسلمانان با كافران انكار كردندى و نشست و برخاست با ايشان بر سبيل احتجاج روا داشتندى ابو القاسم بلخى گفت : اين آيت دليل است بر آنكه نسيان بر پيغمبران جايز است به خلاف آنچه رافضه گويند ، جواب او آنست كه سهو و نسيان برايشان در آنچه از خداى تعالى ميگزارند روا نبود ؛ چه اگر روا بود وثاقت از قول ايشان برخيزد امّا در امور دنياوى سهو و نسيان برايشان روا بود مادام كه مستمرّ نشود كه منفّر باشد « 1 » و چگونه سهو و نسيان برايشان روا نبود كه ايشان بخسبند و بيمار شوند و بيهوش شوند در بيمارى ، آنگه فرمود كه : از حساب كافران خائض در طعن قرآن بر اين مؤمنان هيچ چيز نيست و ليكن ايشان را [ ذكرى ] و ياد كردى است تا باشد كه ايشان از خوض و مجالست خائضان حذر كنند و بعضى از مفسّران چون سدى و سعيد جبير و غير ايشان گفتند كه :
هامش
( 1 ) - مراد آنست كه استمرار در سهو و نسيان و ثبوت و استقرار بر آن موجب نفرت مردم مىشود پس نبايد كه سهو و نسيان پيغمبر مستمر باشد اما سهو و نسيان غير مستمر و غير ممتد عيب ندارد زيرا آن موجب نفرت مردم از ايشان نميباشد .