تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
يعنى بهشت . و اين لفظ بر اطلاق عبارت باشد از آنجا كه درو حشر مردم بود از عرصهء قيامت و بقرينه حمل كنند بر بهشت ،
[ أَ فَلا تَعْقِلُونَ ]
آيا عقل ندارند ( يا « نداريد ؟ ! » بقرائتى ) و خرد را كار نمىبندند ؟ ! ( يا « نمىبنديد ؟ ! » بقرائتى ) .

[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيات 33 تا 34 ]

قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ وَ لكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ ( 33 ) وَ لَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلى ما كُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّى أَتاهُمْ نَصْرُنا وَ لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِ اللَّهِ وَ لَقَدْ جاءَكَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِينَ ( 34 ) حقّ سبحانه و تعالى به اين آيت دلخوشى داد رسول را صلّى اللّه عليه و آله و گفت : ما ميدانيم كه ترا دل تنگ و اندوهگين مىگرداند آنچه ايشان مىگويند ؛ ما مىدانيم و بىخبر نه‌ايم تو دل خوش‌دار كه ما جزاء كردار و گفتار ايشان بايشان رسانيم چه آنچه ايشان گفتند و ترا به آن تشبيه كردند از سحر و كهانت و جنون ؛ بر ما پوشيده نيست پس به حقيقت كه ايشان ترا دروغ زن نتوانند كرد يعنى ايشان خبرى نيارند و شبهتى كه ترا به آن دووغ زن كنند و حقّ تو به آن باطل كنند وجهى ديگر آن است كه ايشان ترا بدروغ زن نمىدارند كه ايشان ترا بيش ازين آزموده‌اند چنان كه در اخبار آمده است كه كافران رسول را صلّى اللّه عليه و آله پيش از بعثت « محمّد امين » خواندندى و به اين معروف بود تا ابو طالب در حقّ او گفت : « انّ ابن آمنة الأمين محمّدا » و وجه معتمد آن است كه خداى تعالى رسول را از اين بر سبيل تسليت خبر داد و گفت كه : اين تكذيب نه با تو مىكنند و نه در حقّ تو مىكنند اين با من است براى آنكه تو رسول منى و مؤدّى از منى پس هر چه با تو كنند با من كرده باشند ؛ بيانش :
[ وَ لكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ ]
و اين نه تكذيب و جحود تو است بلكه تكذيب و جحود و انكار من است و انكار آيات من ، آنگاه بر سبيل تسلّى رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت كه : اگر با تو اين معامله كنند دل تنگ مكن كه با آنان كه پيش از تو بودند هم اين كردند ايشان صبر كردند بر آن تكذيب و ايذا ، و رنج كشيدند تا نصرت و يارى ما بايشان آمد كه انّ النّصر مع الصّبر و انّ الفرج مع الكرب ، نصرت و صبر با هم بود و فرج با غم بود ، و بادشوارى آسانى ؛ تو نيز اى محمّد صبر كن
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 51 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)