و طاعت ، خداى تعالى كاره باشد ثواب او را پس محال است درين خبر حمل كردن برؤيت ؛ براى آنكه أحبّ اللّه لقاءه و كره اللّه لقاءه ، ازين طرف محمول نتوان بودن بر رؤيت ؛ پس معلوم شد كه مراد به « لقا » خروج است با سراى آخرت آنجا كه حكم خداى را باشد آنگه گفت : كه ايشان همچنين بر تكذيب و كفر اصرار كردند يعنى كنند كه ناگاه قيامت بايشان آيد آنگاه گويند : اى پشيمانى و حسرت ما را بر آنچه تقصير كرديم در طاعت خداى و عمل اهل بهشت در دنيا ، ابو سعيد خدرى روايت كرد از رسول صلّى اللّه عليه و آله كه فرمود كه : فرداى قيامت چون اهل دوزخ درجات و منازل اهل بهشت بينند گويند :
يا حسرتنا على ما فرّطنا فيها ،
[ وَ هُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزارَهُمْ عَلى ظُهُورِهِمْ ]
و ايشان بارهاى گران بر پشتهاى خود برداشته باشند و روا بود كه مراد عقوبات گناه باشد .
در خبرست كه چون مؤمن از گور بر خيزد شخصى باستقبال او آيد با صورتى نيكو و خوش بوى ترازو كس نباشد ؛ او را گويد : مرا شناسى ؟ - گويد : نه ؛ جز آنكه مىدانم كه خداى رويت نيكو آفريده است و بويت خوش است ، او گويد : من عمل صالح توام ديرست كه در دار دنيا بر تو نشسته بودم اكنون تو بر من نشين ؛ بيانش :
يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمنِ وَفْداً
، اى ركبانا ، و چون كافر از گور بر خيزد شخصى پيش او آيد با صورتى زشت و بوى ناخوش ؛ او را گويد : مرا مىشناسى ؟ - گويد : نه جز آنكه خداى تعالى صورت تو كريه آفريده است و بوى تو ناخوش ، گويد : من عمل بد توام ديرست تا تو بر من نشستهء امروز من بر تو خواهم نشست ، و اين بر وجه تشبيه و توسّع باشد براى آنكه گناه ماننده باشد ببار گران از آنجا كه ازو رنج و مشقّت باشد صاحبش را و بار بر پشت كشند و در دعاى ائمّه آمده است : هر بت اليك بنفسى باثقال الذّنوب على ظهرى ،
[ أَلا ساءَ ما يَزِرُونَ ]
بد چيزى است آنچه ايشان آن را بر گرفتهاند از بار گناه آنگاه حقّ تعالى مذمّت و منقصت كرد زندگانى دنيا را با مردمان تا درو رغبت نكنند و دست از اعمال آخرت بندارند گفت : نيست زندگانى دنيا مگر لعب و بازيچهء كودكان كه درو هيچ فايده نباشد و لهوى و بازيى چون لهو جوانان از سماع و ضرب ملاهى و غير آن ؛ آن را ثباتى و سودى نباشد و سراى آخرت كه سراى ثواب است بهتر باشد متّقيان را