تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
داد از منكران بعث و نشور و از آنچه ايشان گفتند ؛ گفت : اين كافران گفتند كه : نيست ما را مگر اين زندگانى عاجل در دنيا و ما را بعثى و نشورى نخواهد بود و اين آنگه گفتند كه رسول صلّى اللّه عليه و آله ايشان را بقيامت و بعث و نشور و عذاب دوزخ بترسانيد .

[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 30 ]

وَ لَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلى رَبِّهِمْ قالَ أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ قالُوا بَلى وَ رَبِّنا قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ ( 30 ) و اگر بينى تو اى محمّد كه ايشان را بدارند بر خدايشان يعنى بر آن موعود كه خداى تعالى ايشان را كرده باشد از ثواب و عقاب و آن خبر كه داده باشد از حشر و نشر و حساب و كتاب ، آنگه بر سبيل تقريع و توبيخ ايشان را گويد كه : اين راست و درست نيست ؟ - ايشان گويند : آرى بحقّ خداى ما كه حقّست و صدقست حق تعالى گويد : اكنون باستحقاق بچشيد عذاب آنچه كافر بوديد به دو ، درين آيت اثبات رؤيت نيست براى آنكه آيت مخصوصست بكفّار و اتّفاقست كه كافران خداى را نخواهند ديدن .

[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيات 31 تا 32 ]

قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ اللَّهِ حَتَّى إِذا جاءَتْهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً قالُوا يا حَسْرَتَنا عَلى ما فَرَّطْنا فِيها وَ هُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزارَهُمْ عَلى ظُهُورِهِمْ أَلا ساءَ ما يَزِرُونَ ( 31 ) وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ ( 32 ) بدرستى كه زيان كردند آنان كه ثواب و عقاب خداى را بدروغ داشتند ، لقا و ملاقات بر خداى روا نباشد از آنكه ملاقات بر حقيقت مقابله باشد يا مقاربه ؛ پس هر كجا لقا باشد او را ؛ مراد از آن لقاء ثواب خداى بود چنان كه گفت : فمن كان يرجو لقاء ربّه ؛ اى ثواب ربّه ، يالقاء عذاب او ؛ چنان كه گفت :
فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِي قُلُوبِهِمْ إِلى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ
؛ أى يلقون عذابه ، و اين در حقّ كافران است و كافران را باتّفاق لقا نبود و حديث نبوى « لقى اللّه و لا وجه له عنده » هم در حقّ كافران است و قوله صلّى اللّه عليه و آله : من أحبّ لقاء اللّه أحبّ اللّه لقاءه و من كره لقاء اللّه كره اللّه لقاءه ، معنى آن است كه هر كه خواهد با جوار حق و رحمت خداى رود خداى خواهد كه او را با جوار رحمت برد و هر كه اين به خود نخواهد خداى به او نخواهد به آن معنى كه چون راه نسپرده باشد از ايمان و رحمت خداى
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 49 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)