تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨

[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيات 28 تا 29 ]

بَلْ بَدا لَهُمْ ما كانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ ( 28 ) وَ قالُوا إِنْ هِيَ إِلاَّ حَياتُنَا الدُّنْيا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ ( 29 ) آنگه بر سبيل تعجّب گفت : اى محمّد اگر بينى تو ايشان را چون بر كنار دوزخشان بدارند « 1 » يا بر آتش دوزخ‌شان وقف كنند تا مخلّد و مؤبّد در آنجا مىمانند ايشان گويند : اى كاشكى ما را به دنيا بردندى و كاشكى ما تكذيب نكرديمى « 2 » و كاشكى مؤمن بوديمى « 3 » اگر گويند : چگونه شايد كه ايشان تمنّاى رجوع كنند و معارف ايشان ضرورى بود ؟ جواب گفته آيد : كه واجب نيست كه جملهء معارف اهل آخرت ضرورى باشد بلكه آنچه ايشان از احوال آخرت بخبر شنيده باشند از عرش و كرسى و قلم و ترازو و حساب و كتاب و ثواب و عقاب و بهشت و دوزخ و صراط و فرشتگان همه معاينه بينند و چون خبرشان عيان شود گمانشان يقين شود امّا ديگر خبرها واجب نبود كه بضرورت دانند و روا دارند كه روا بود ايشان را با دنيا آرند آنگه فرمود كه : نه ، رها كن اين را بگو كه پيدا شد ايشان را آنچه پيش از اين آن را باز مىپوشيدند از احوال روز قيامت و بعث و نشور و ثواب و عقاب كه از سفله و ضعفا پوشيده مىداشتند و بر خود تلبيس مىكردند و مىگفتند كه : همانا نه چنين باشد كه محمّد مىگويد : تا آنچه پوشيده داشتند از خلقان و معاصى كه مىكردند ظاهر شد ايشان را اى محمّد ايشان تمنّاى رجوع كنند اگر با دنيا ردّ كنند هم با سر كفر و معصيت شوند و با طريقهء اوّل بوده باشند و ايشان دروغ زنانند يعنى اين خود صفت ايشان است امروز در دار دنيا ابو القاسم بلخى گفت : حق تعالى از حقيقت كار ايشان خبر داد و اين خود صفت ايشان است در قيامت و ليكن در عزم ايشان نباشد آن ساعت كه اين حديث دروغ كنند جز كه خداى تعالى از مآل كار ايشان دانست كه ايشان وفا نكنند گفت : دروغ مىگويند آنگه خبر
هامش
( 1 ) - در چند نسخه بجاى « بدارند » چنين است « وقوف دهند و وقوف يابند » و در بعضى ديگر هر دو عبارت را آورده است » . ( 2 ) - ابو الفتوح در تفسير طبق سيرهء خود در اين دو مورد بجاى جمع صيغهء مفرد آورده است و همچنين در امثال اين مورد كه بسيار است . ( 3 ) - ابو الفتوح در تفسير طبق سيرهء خود در اين دو مورد بجاى جمع صيغهء مفرد آورده است و همچنين در امثال اين مورد كه بسيار است .