تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
فاصدع بأمرك ما عليك غضاضة * و ابشر و قرّ بذاك منك عيونا
عرّضت دينا لا محالة انّه * من خير اديان البرّية دنيا
و دعوتنى و زعمت أنّك ناصحى * و لقد صدقت و كنت ثمّ أمينا
لو لا الملامة أو حذارى سبّة * لو جدتنى سمحا بذاك مبينا
هر كه اين ابيات را تأمّل كند داند كه بيت آخرين ملحق است و نه ملايم ابيات اوّل است نه بقوّت و متانت و نه بمعنى و مناقضت كه حاصل است ميان اين بيت و ابيات اول . براى آنكه بيت اوّل متضمّن نصرت است و هوا خواهى و قطع طمع كفّار از آنكه رنجى به او رسانند تا كه او زنده باشد . و بيت دويم امر است او را باداى رسالت و تحريض و تقويت او به آن و اين نه از شأن كافران باشد و متضمّن بشارت و روشنائى چشم است او را برسالت و نبوّت . و بيت سيم كه گفت : و لقد صدقت و كنت ثمّ امينا ، به اين عين ايمان خواست براى آنكه هيچ فرق نباشد در لغت ايشان ميان « آمنت بك و صدّقتك » و ميان « انت صادق فى دعواك و صدقت » و اگر اين دليل كفر بود پس دليل ايمان چه بود ؟ ! و بيت چهارم اقرار است به آنكه دين او از جملهء دينها بهتر است و اگر اين كفر باشد پس ايمان در جهان خود نباشد . پس ابيات جمله دليل ايمان او مىكند و بيت باز پسين همهء عقلا دانند كه مجانس او نيست بلكه مناقض اوست و همچون او مردى محال باشد كه در چند بيت مناقضه گويد « 1 » :
[ وَ إِنْ يُهْلِكُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ ]
و اين كافران هلاك نميكنند الّا نفس خود را و نميدانند كه زيان و هلاكت به خود ميكنند .
هامش
( 1 ) - از ملاحظهء عبارت تفسير منهج الصادقين در اين مورد مانند موارد بسيار ديگر كه در سراسر آن تفسير ديده مىشود بطور قطع معلوم مىشود كه تفسير جلاء الاذهان يكى از مآخذ و منابع تفسير منهج الصادقين بوده كه مؤلف آن در اغلب موارد بنقل عين عبارت جلاء الاذهان اكتفا مىكند و گاهى نيز مختصر تغييرى در عبارت مىدهد هر كه طالب باشد خودش مراجعه كند تا صحت اين مدعا را بدست آرد .