تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
نباشد نبينى كه روز بدر چون بگريختند خداى تعالى عذر خواست براى ايشان و گفت : لمّا استزلّهم الشّيطان ببعض ما كسبوا و لقد عفا اللّه عنهم ، و گفته‌اند كه : حكم اين آيت اشارت است بروز احد و روز خيبر كه ايشان بگريختند و ايشان دوازده هزار مرد بودند « 1 » و فرار از زحف معصيتى كبيره باشد ابن عباس گفت : اعظم الكبائر الشّرك باللّه ثمّ الفرار من الّزحف ، و اين قول محمد باقر و جعفر صادق عليهما السّلام است و دليل برين عموم آيت است و الفاظ عموم را در قرآن واجب بود حمل كردن بر عموم ، و بر خصوص حمل كردن نشايد بىدليلى ، و آيت
[ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ ]
دليل است كه اگر گريختن از زحف گناه نبودى از خداى تعالى عفو نبايستى خواست عطا گفت : آيت منسوخ است بقوله
[ الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفاً ]
اين قول نيكو نيست براى آنكه جمع ميان هر دو آيت ممكن است و جائى كه جمع توان كرد نسخ نبود .

[ سوره الأنفال ( 8 ) : آيات 17 تا 18 ]

فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى وَ لِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ( 17 ) ذلِكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ كَيْدِ الْكافِرِينَ ( 18 ) حقّ تعالى درين آيت باز نمود بر سبيل مبالغت كه آنچه روز بدر رفت از كشتن و اسير كردن ، بقوّت و عزّت و منعت تو نبود بل بفضل و رحمت و تقويت و تأييد و نصرت من بود ، فرشتگان را فرستادم از بهر مدد شما ، اين مبالغت را بحدّى رسانيد كه ازو نفى فعل كرد و با خود اضافت كرد چنان كه يكى از ما گويد كه : اين كار در قوّت و قدرت تو نبود و اگر نه عنايت و نصرت من بودى ترا اين كار بر نيامدى پس همچنين خداى تعالى گفت : تو نكشتى ايشان را خداى كشت ، و تو نينداختى ايشان را و ليكن خداى انداخت . در خبرست كه : چون رسول صلّى اللّه عليه و آله ببدر رسيد گفت : هذه مصارع القوم ان شاء اللّه چون قوم بر آمدند گفت : هذه قريش تجرّ ثيابها بخيلائها و فخرها يكذّبون رسولك اللّهمّ إنّى أسألك ما وعدتنى ، ايشان قريشند كه جامه بفخر و كبر در زمين ميكشند و رسول صلّى اللّه عليه و آله را بدروغ زن ميدارند بار خدايا از تو ميخواهم آنچه مرا وعده دادهء جبرئيل
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح در اين مورد ذكرى از غزوهء خيبر و دوازده هزار نفر مذكور در بالا نيست و گويا مصنف ( ره ) اين مطلب را خودش از جاى ديگر گرفته است و مرادش آنست كه فرار كنندگان روز خيبر كه معلوم است كيانند داخل اين عموم هستند فراجع ج 2 چاپ اول ص 519 .