شما دعوى ميكنيد كه ما بر حقّيم و پيغمبر خداى در ميان ماست اينك شما نماز ميگزاريد بر جنابت و مشركان شما را غلبه كردند و آب بدست فرو گرفتند و شما بر زمينى قرار گرفتهايد كه قدم شما برو قرار نميگيرد چگونه اميد مىداريد كه شما را بر ايشان غلبه بود ؟ ! هم اكنون بعضى از شما را بكشند و بعضى را بمكّه برند مسلمانان ازين اندوهگين شدند خداى تعالى باران فرستاد چنان كه رودخانهها پر از آب گشت مسلمانان غسل كردند و طهارت ساختند و آب بر گرفتند [ رجز شيطان ] اثر احتلام است ، خود را و جامههاى خود را بشستند و زمين سخت گشت به آن باران چنان كه قدمهاى ايشان و چهار پايان ايشان بر آنجا قرار گرفت ، و ياد كن اى محمّد كه چون خداى تعالى وحى كرد بفرشتگان كه من با شماام بنصرت و ظفر و معاونت شما مؤمنان را بر جاى بداريد بقوّت دل و صحّت عزيمت و نيّت در جهاد كفّار ابو روق گفت : فرشتهء مىآمد بر صورت مردى و با اصحاب رسول ميگفت : واثق باشيد بفتح و ظفر كه ايشان با يكديگر ميگويند كه : اگر مسلمانان حمله كنند از ما كس بر جاى نماند و مسلمانان قوى دل مىشدند آنگه بشارت ديگر داد و گفت :
[ سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ ]
من ترس در دل كافران اندازم و خوف بر ايشان غالب كنم رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : نصرت بالرّعب مسيرة شهر ، مرا بترس نصرت كردند كه هيبت و ترس من يك ماهه راه برود ، آنگه خداى تعالى ايشان را كيفيّت و چگونگى شمشير زدن در آموخت و گفت : بزنيد بر زبر گردنهاى ايشان بر مقتل و كشتنگاه ايشان و گفتهاند : [ فوق ] بمعنى « على » است يعنى بزنيد بر گردنهاى ايشان .
رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : مرا نفرستادهاند تا عذاب خداى كنم انّما عذاب من ضرب الاعناق و و شدّ الوثاق است ، يعنى قتل و أسر دون سوختن به آتش ، و بزنيد از ايشان و بيندازيد هر انگشتى . عبد اللّه عباس گفت : مراد اطراف مفاصل است يمان گفت : مراد به [ فوق الاعناق ] صناديد و رؤساى قريش است و [ كلّ بنان ] كنايت است از زير دستان و سفله .
عبد اللّه عباس گفت : مردى از بنى غفار مرا حكايت كرد كه من و پسر عمّم روز بدر بر بالاى كوهى شديم و منتظر آن تا ظفر كه را باشد تا ما نيز خود را در آن ميانه اندازيم و غنيمتى گيريم همى ناگاه ابرى بر آمد و نزديك ما آمد ما در ميان آن ابر همهمهء