اجابت كرد و او را دو مرد زخم زدند يكى را عوف نام بود و يكى را مسعود برادران يكديگر بودند و عبد اللّه مسعود كار او را تمام كرد ابى بن كعب گفت كه : اين خطاب با اصحاب رسول است كه ايشان پيغمبر را گفتند : يا رسول اللّه براى ما از خداى تعالى فتح نخواهى ؟ رسول صلّى اللّه عليه و آله روى سرخ شد و گفت : آنان كه پيش از شما بودند ايشان را انواع عذاب كردند و بدست اره « 1 » دو نيمه كردند و از دين خود برنگشتند و اعضاى ايشان از يكديگر جدا ميكردند و از دين بر نميگشتند آنگه چنان شد كه سوارى از صنعاء بحضرموت آمدى و از كس نترسيدى مگر از خداى عزّ و جلّ و گوسفند از گرگ نترسيدى شما را تعجيل است بفتح و نصرت ؟ ! خداى تعالى اين آيت فرستاد آنگه از خطاب مؤمنان عدول كرد با خطاب كافران و گفت كه : اگر شما ازين كفر و دشمنى خداى تعالى باز ايستيد شما را بهتر بود و اگر با سر دشمنى و عداوت و حرب محمّد آئيد ما با سر نصرت و فتح و ظفر او آئيم و جمعيّت كه كنيد و لشكر كه جمع آوريد شما را سودى نكند از آنكه خداى تعالى با مؤمنان است بنصرت و تأييد آنگه مؤمنان را گفت : اى گرويدگان طاعت خداى تعالى داريد و امتثال فرمان او كنيد و ازو بر مگرديد و حال آنست كه شما دعوت رسول و كلام خداى مىشنويد و مباشيد مانند آن كسانى كه ايشان گفتند : ما مىشنويم ؛ و ايشان نميشنوند ، يعنى بشنيدن منتفع نميشوند چون منافقان و مشركان و جهودان و ترسايان بر اختلاف اقوال .
[ سوره الأنفال ( 8 ) : آيات 22 تا 23 ]
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ ( 22 ) وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ ( 23 )
حق تعالى ميگويد كه : بدترين جانوران و چهار پايان و روندگان بر روى زمين نزديك خداى عزّ و جلّ كران و گنگاناند كه حق نشنوند و در حقّ انديشه نكنند تا آن را از باطل تميز كنند ، خداى تعالى ايشان را چهار پاى خواند و آنگه بيان كرد كه ايشان از چهار پايان بدتراند و اگر خداى تعالى درين جماعت كه حال ايشان اينست
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ : « باستره » .