گردانيدهاند در آنچه ايشان را خداى تعالى داد از مال ، امّا تنزيه خداى تعالى خود را از شرك براى آنست كه ذكر شرك رفته است آنگه گفت : آيا شريك ميگردانيد با خداى تعالى آن را كه چيزى نتواند آفريدن و نيافريند و ايشان را آفريدهاند يعنى جماداتى را مىپرستند كه ايشان قادر نهاند بر اصول نعمت تا به آن مستحقّ عبادت شوند و عبادت خداى تعالى كه قادر الذّات است و بر همهء مقدورات قادر است رها كردهاند و عبادت اصنام ميكنند كه مخلوقند و نتوانند كه عابدان خود را يارى كنند و نيز نتوانند كه خود را يارى كنند و آنكه چنين باشد در غايت عجز و مذلّت باشد و الهيّت را و عبادت را نشايد و اگر ايشان را بخوانيد تا شما را راه نمايند ايشان مطلوب شما ندهند و بفرياد شما نرسند از آنجا كه جماداند و عقل و حيات و سمع و بصر ندارند .
و معنى ديگر آن است كه اگر شما اين بت پرستان را با هدايت دعوت كنيد و با راه راست خوانيد ايشان شما را متابعت نكنند از آنجا كه بعيد الفهم و قليل النظراند نادانى و غفلت بر ايشان مستولى شده است چنان شدهاند كه بر ايشان يكسان است دعوت كردن ايشان و ناكردن و خاموش بودن از ايشان اگر ايشان را بخوانيد با هدايت و اگر نخوانيد و از ايشان خاموش باشيد بر ايشان يكسان است از آنجا كه در ايشان فلاحى نيست و بر كفر اصرار كردهاند و بر جحود و انكار مقيم شده .
[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 194 تا 195 ]
إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبادٌ أَمْثالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ( 194 ) أَ لَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِها أَمْ لَهُمْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها قُلِ ادْعُوا شُرَكاءَكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلا تُنْظِرُونِ ( 195 )
حقّ سبحانه و تعالى خطاب مىكند با بت پرستان و ميگويد : آن كسانى كه شما ايشان را مىپرستيد و ميخوانيد بدون خداى تعالى ايشان همه بندگاناند امثال و مانند
هامش
ذا شرك على حذف المضاف و اقامة المضاف اليه مقامه ، آنگه در [ له ] خلاف كردهاند به اين قرائت بعضى گفتند : جعلا للّه شركا ؛ اى نصيبا ، و قيل : جعلا لغير اللّه اى نصيبا ، و هر دو را معنى يكى باشد براى آنكه شرك غيرى با خداى همان باشد كه شرك خداى با غيرى » .