كنى ؟ - خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : بگوى كه : اين ندانم و نتوانم دانستن الّا كه خداى تعالى مرا اعلام كند و تمكين دهد و من اين نتوانم كرد و من نيستم الّا ترساننده و بشارت دهنده آنان را كه ايمان آرند و مرا تصديق كنند و قول من باور دارند .
آيت را دليل است بر آنكه قدرت قبل الفعل باشد براى آنكه گفت : اگر دانستمى خير بسيار كردمى ، پس اوّل قدرت ميبايد تا قادر باشد بر آنچه گفته شد چه اگر قدرت مع الفعل بودى اگر غيب نيز دانستى استكثار خير نتوانستى كردن ، و اللّه أعلم .
[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 189 تا 193 ]
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِيَسْكُنَ إِلَيْها فَلَمَّا تَغَشَّاها حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِيفاً فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُما لَئِنْ آتَيْتَنا صالِحاً لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ ( 189 ) فَلَمَّا آتاهُما صالِحاً جَعَلا لَهُ شُرَكاءَ فِيما آتاهُما فَتَعالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ ( 190 ) أَ يُشْرِكُونَ ما لا يَخْلُقُ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ ( 191 ) وَ لا يَسْتَطِيعُونَ لَهُمْ نَصْراً وَ لا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ ( 192 ) وَ إِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدى لا يَتَّبِعُوكُمْ سَواءٌ عَلَيْكُمْ أَ دَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنْتُمْ صامِتُونَ ( 193 )
اوست آن خدائى كه بيافريد شما را از يك نفس و يك تن يعنى آدم عليه السّلام و هم از آدم « 1 » جفت او را كه حوّاست بيافريد چنان كه در اخبار است كه حوّا را از پهلوى چپ آدم آفريد تا آدم را با او سكونى و آرامشى باشد كه ازو و از جنس او بود كه جنس را با جنس خود ميل بيشتر بود و از ناجنسش در ملالت و زحمت باشد چون آدم با حوّا خلوت كرد حوّا باردار گشت از آدم بارى سبك ؛ براى آنكه هنوز آبى بود در رحم او ، پس بگذشت با اين بار سبك و چون روزگارى بر او بگذشت و گرانبار گشت پس آنگه آدم و حوّا خداى خود را بخواندند و از وى فرزند صالح خواستند با سلامت از همهء عيبها ، و گفتهاند : مراد به [ صالح ] فرزند نرينه است « 2 » يعنى اگر ما را پسرى بدهى از جملهء شاكران باشيم ، چنان كه آدم و حوّا دعا كردند و اين حاجت خواستند هيچ كس از فرزندان ايشان نباشد تا اين دعا نكند و اين حاجت نخواهد ، پس مراد به
[ دَعَوَا اللَّهَ ]
آدم و حوّا
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ : « از بر آدم » .
( 2 ) - در بعضى نسخ : « نرينهاند » .