تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
گران است بر اهل آسمان از فرشتگان و بر اهل زمين از آدميان و جنّيان يعنى وقوع او و علم او با شدائد و اهوالى كه آن راست آنگه علم او بيان كرد و گفت : قيامت بشما نيايد الّا ناگاه و از تو مىپرسند از قيامت و آمدن او پندارى كه تو عالمى و دانا بحقيقت احوال و آمدن آن كه از تو سؤال ميكنند و تو آن را نيك ندانستهء يا مىپندارند كه دوست ميدارى سؤال ايشان را و ميخواهى كه از تو سؤال كنند يعنى تو كاره سؤال ايشانى از آن سبب كه اين علم غيب است و جز خداى نداند و ليكن بيشترين مردمان نميدانند كه اوست مخصوص به اين علم ابن عباس گفت كه : اين سؤال جهودان كردند ، رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : قيامت ناگاه برخيزد و مردم هر كسى بشغلى مشغول باشند يكى حوض « 1 » را اصلاح مىكند ، يكى چهار پاى را آب ميدهد ، و يكى در بازار متاع قيمت مىكند ، و يكى ميراث بر گرفته را ترتيب ميدهد « 2 » و جاى ميسازد زيد ارقم از رسول صلّى اللّه عليه و آله روايت كرد كه جبرئيل عليه السّلام مرا گفت : روز قيامت بر نخيزد تا سه خصلت پيدا نشود « 3 » قول بسيار شود و عمل اندك گردد ، و مردم وصيّت نكنند و هر كس به آنكه دارد از مال بخل كند ، و چون مجالسى باشد كه آنجا ذكر خداى تعالى كنند گويند : اين بدعت است . آنگه حق سبحانه و تعالى پيغمبر خود را فرمود كه بگوى : اى محمّد كه من مالك نيستم براى نفس خويش نفعى و ضرّى را و سودى و زيانى را و من نتوانم كه خيرى و نفعى به خود رسانم و شرّى و ضرّى از خود باز دارم ، اين بخداى تعلّق دارد و به من ندارد در دست من نيست الّا آنچه خداى خواهد كه من مالك آن باشم بتمليك او و تمكين او ، اگر مرا ممكّن گرداند از جذب نفعى به خود و دفع ضرّى از خود ؛ توانم ، و اگر نه نتوانم ، و اگر من غيب دانستمى بسيار شدى مرا خير و خير خود را بسيار گردانيدمى و هيچ مكروه و بدى به خود نرسانيدمى و ليكن من غيب نميدانم و مرا به اين علم راه نيست . ابن عباس گفت كه : اهل مكّه گفتند رسول را كه : ترا خداى تعالى خبر ندهد كه نرخ كى گران خواهد بود و كى ارزان كى خواهد بودن ؟ تا تو در وقت ارزانى بخرى براى وقت گرانى و بر آن سود
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ بجاى « حوض » ، « حرث » و در بعضى ديگر « حرص » . ( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح : « تربيت » . ( 3 ) - در تفسير ابو الفتوح « پيدا شود » .