تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
نكردى ، يا از بهر آن تا نگويند كه : پدران ما مشرك بودند و ما فرزندان ايشان بوديم از پس ايشان بايشان اقتدا كرديم پس تو ما را به آنچه مبطلان كردند هلاك خواهى كرد ؟ ! آنگه حقّ تعالى بيان كرد كه : ما تفصيل آيات و دلالات و حجج و بيّنات همچنين كنيم كه كرديم تا بدان استدلال كنند و از گمراهى با راه راست آيند .

[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 175 تا 178 ]

وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ ( 175 ) وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ( 176 ) ساءَ مَثَلاً الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ أَنْفُسَهُمْ كانُوا يَظْلِمُونَ ( 177 ) مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَ مَنْ يُضْلِلْ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ ( 178 ) حقّ سبحانه و تعالى خطاب كرد رسول خود را محمّد صلّى اللّه عليه و آله ميگويد كه : اى محمّد بر خوان بر ايشان خبر آن كس كه ما او را آيات خود داديم او از ميان آن بيرون آمد چنان كه مار از پوست بيرون آيد به آنكه كافر شد به آن آيات و آن را باز پس خود افكند و
هامش
اطفال را كه ببهشت برد به ثواب ايمانشان برد در ذر ، و رمانى حكايت كرد از ابن الرشاد كه او بخبر ذر گفتى و ليكن نه از آيت از خبر . و از جملهء ادله بر فساد اين قول قوله : و اللّه أخرجكم من بطون أمهاتكم لا تعلمون شيئا ، گفت : شما را از شكم مادر بيرون آوردم چيزى ندانستى اگر آنكه از شكم مادر بيرون آيد چيزى نداند آنكه از صلب پدر بيرون آيد اولى و أحرى كه چيزى نداند ابن كثير و اهل كوفه خواندند : [ ذريته ] على التوحيد و باقى قراء على الجمع [ ذرياتهم ] « و ذريه » لفظى است صالح احد را و جمع را و چون واحد باشد او را دو جمع باشد يكى سلامت و آن « ذريات » است و يكى تكسير و آن « ذرارى » است و ابو عمرو خواند : [ يقولوا ] بالياء فيها جميعا خبرا عن الغائب و باقى قراء بتاء خطاب خواندند[ وَ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ ]خداى تعالى گفت : من تفصيل آيات بينات و ادله چنين كنم و تفصيل آيات تميز و جدا باز كردن آن باشد تا ممكن باشد كه مستدل به آن استدلال كند آنگه بيان كرد كه : غرض من در اين آن است تا اين گمراهان به راه راست آيند[ وَ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ]« لعل » بمعى لام غرض است و محققان گفتند : بر اصل خود است كه بر سبيل توسع باشد و براى آن بلفظ « لعل » گفت تا منبئ باشد از آنكه حقيقت رجوع نيست بل مقرب و مسهل است » .