ديگر مفسّران گفتند : آيت در مردى آمد نام او بسوس و او مردى بود كه او را سه دعاى مستجاب بود و او زنى داشت از آن زن فرزندان داشت زن او را گفت : ازين دعا يكى در كار من كن ، گفت : روا باشد چه ميخواهى ؟ - گفت : دعا كن تا خداى تعالى مرا نيكوترين زنان كند در بنى اسرائيل ، او دعا كرد خداى تعالى او را جمالى داد كه نيكوترين اهل زمانه شد و مردم به او فتنه شدند و او جمال خود بديد شوهر را گفت : ترا نخواهم و ازو رغبت نمود ، مرد را خشم آمد دعا كرد تا خدا او را با سگى گزندهء كرد و آواز كننده ، دو دعا در كار او كرد ، فرزندان او بيامدند و او را ملامت كردند و پدر را گفتند :
ما را بر اين صبر نباشد كه مادر ما سگى نبّاحه بود دعا كن تا همان حالت كه اوّل داشت او را پيدا شود او دعا كرد با حال اوّل شد و هر سه دعا در كار او كرد پس خداى تعالى ذكر او كرد و گفت :
[ وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ ]
اگر اين شخص را كه حال او شنيدى اگر ما خواستيمى او را به آن آيات رفيع گردانيديمى يعنى اگر در آن آيات تأمّل و تدبّر كردى و به آن ايمان آوردى و عمل صالح كردى بروايت اوّل ؛ يا به اين دعا صلاح دينى و دنياوى و رفعت خود خواستى و رضا و مغفرت و نعيم بهشت از ما طلبيدى او را نيكو بودى و ليكن نكرد و به زمين يعنى به دنيا ميل كرد و مراد و هواى خود طلبيد درين دنياى فانى و پيروى هواى نفس خود كرد و دنيا بر آخرت برگزيد يمان گفت : اين هوى زن ويست بروايت آخرين ؛ يعنى متابعت زن خود كرد تا هر سه دعاى او در سر زن شد ، پس آنگه خداى تعالى وى را و هر كسى را كه بر طريق وى باشد مثلى زد بخسيسترين چيزى كه آن سگ است گفت :
[ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ]
مثل و داستان و صفت وى چون صفت سگ است اگر بار بر وى نهى زبان از دهن بيرون افكند و اگر بار بر وى ننهى هم زبان از دهن بيرون افكند اين كافر نيز حال او همين است اگر وعظش گوئى سودش ندارد و اگر نگوئى همين بود وعظ گفتن و ناگفتن بر وى يكسان بود ابن عباس گفت : اگر كلمهء « 1 » حكمت بر وى حمل كنى بر نگيرد و اگر رهاش كنى
هامش
( 1 ) - كذا در غالب نسخ و در تفسير ابو الفتوح ليكن در بعضى نسخ : « كل » و در بعضى ديگر « كلى » .