تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
نيايد خطاب با ايشان ، و اگر كامل عقل بودند بايد كه آن حال با ياد ايشان بودى و فراموش نكردندى و طول مدّت اگر نسيان آرد از تفصيل آرد نه از جمله ، و اگر تخلّل مرگ را درين تأثيرى بودى تخلّل نوم و سكر و زوال عقل را هم تأثيرى بودى و بايستى كه اصحاب الكهف كه سيصد سال خفته بودند چون برخاستند هر چه دانستندى فراموش ايشان شده بودى و نيز خداى تعالى گفت : غرض من ازين آنست تا فرداى قيامت نگويند :
[ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ ]
. اما خلاف او قرآن را آنست كه : خداى تعالى گفت :
[ وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ ]
و نگفت : « من آدم » ، و گفت :
[ مِنْ ظُهُورِهِمْ ]
و نگفت « من ظهره » ، و گفت :
هامش
لا محاله بايد تا آن حال ياد دارند و فراموش نكنند كه عاقل مثل آن حال و كمتر از آن در شهرت و نادرگى با كمال عقل فراموش نكند چون هر دو قسمت باطل است دليل كند بر بطلان اين قول : اگر گويند : طول مدت و تخلل مرگ در ميانه از ياد ايشان ببرد . گوئيم : طول مدت اگر نسيان آرد از تفصيل آن باشد از آن بيكبار ناسى نشود آنگه همهء خلايق بيكبار حالى چنان غريب و نادره رفته و ايشان كامل عقل با كمال عقل چگونه فراموش كنند آن را ؟ ! و اما تخلل مرگ را اگر در اين تأثيرى بودى بايستى كه تخلل نوم و جنون و سكر و اغما و زوال عقل را در اين اثرى بود كه اين جمله مزيل عقل است و ما ميدانيم كه خفته چون بيدار شود و مغمى عليه چون به هوش آيد و مست چون هشيار شود آنچه دانسته باشد يادش آيد و علمش به آن حاصل شود نبينى كه اصحاب الكهف با آنكه سيصد و نه سال خفته بودند چون برخاستند هر چه دانستند همه را ياد آمد و هيچ خلل نبود و اين حال باوقات و اشخاص مختلف نشود . ديگر آنكه خداى تعالى بيان كرد كه غرض من از اين آن است تا فرداى قيامت نگويند :[ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ ]و اگر اينجا ندانند يا فراموش كرده باشند اولىتر كه در قيامت ندانند . اگر گويند : كودكى آنچه كرده باشد در حال طفوليت ياد ندارد . گوئيم : ما از اين احتراز كرديم با آنكه گفتيم عاقل با كمال عقل ، و طفل عاقل نباشد . اما خلاف او ظاهر قرآن را آنست كه خداى تعالى گفت :[ وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ ]و نگفت : « من آدم » ، و گفت :[ مِنْ ظُهُورِهِمْ ]و نگفت « من ظهره » ، و گفت :[ ذُرِّيَّتَهُمْ ]
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 284 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)