تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
و در آن ميانه نورى بود بلند گفت : بار خدايا اين كيست ؟ - گفت : پيغمبرى است از فرزندان تو داود نام ، گفت : عمر او چند است ؟ - گفت : شصت سال ، گفت : بار خدايا بيفزاى گفت : قلم برفت بآجال بندگان ، گفت : بار خدايا از عمر من چهل سال در عمر او بيفزاى ، و عمر آدم هزار سال بود چون بنهصد و شصت رسيد ملك الموت بيامد ، آدم گفت : بچه كار آمدهء ؟ - گفت : تا جانت بردارم ، گفت : مرا چهل سال عمر مانده است ، گفت : نه بداود دادى ؟ گفت : نداده‌ام و انكار كرد ، آدم جحود كرد تا فرزندانش جاحد شدند ، و فراموش كرد عهد خداى تعالى را تا فرزندانش فراموشكار شدند ، خطا كرد تا فرزندانش خطا كردند ، اين همه ترّهات و اباطيلى است كه مخالفان و اهل اخبار آورده‌اند مخالف عقل و قرآن
هامش
« قوله : و إذ أخذ ربك من نبى آدم من ظهورهم ذريتهم ؛ جماعتى مفسران سلف و اصحاب حديث گفتند : معنى آيت آنست كه خداى پشت آدم بماليد و جملهء فرزندان او را بيرون آورد بر صورت ذرهء أعنى مورچهء خورد و خلاف كردند كه : اين كجا بود ؟ بعضى گفتند : ببطن نعمان واديى است در پهلوى عرفات ، و گفته‌اند : بدهناء بود از زمين هند ؛ و آن آنجا بود كه آدم فرود آمد از آسمان . كلبى گفت : از ميان مكه و طايف بود . سدى گفت : در آسمان بود كه خداى تعالى پشت آدم بماليد جانب راست و فرزندان او را از آن جانب بيرون آورد چون مرواريد سفيد و ايشان را گفت : برحمت من ببهشت شويد ، و از جانب چپ پشتش بماليد و فرزندانى از او بيرون آورد سياه و گفت : بدوزخ شويد و لا أبالى ، و باك ندارم ، و با ايشان خطاب كرد و گفت : بدانى كه : جز من خدائى نيست و من خداى شماام به من شرك مياوريد و من پيغمبرانى خواهم فرستادن بشما تا عهد من ياد شما دهند و با شما پيمان كنند و بر شما كتاب‌ها خواهم فرستاد بگو تا چه ميگوئى ؟ - ايشان گفتند : گواهى ميدهيم كه تو خداى مائى و آفريدگار مائى و ما را خدائى نيست جز تو ، گروهى اين روز اقرار كردند بطوع و گروهى بر وجه تقيه ، خداى تعالى از ايشان بر اين عهد بست آنگه آجال و ارزاق و مصائب ايشان بنوشت آدم عليه السّلام در ايشان نگريست ايشان را ديد مختلف الاشكال و الالوان و متفاوت الصور بعضى نيكو و بعضى زشت و بعضى دراز و بعضى كوتاه و بعضى توانگر و بعضى درويش ، گفت : بار خدايا چرا ايشان را متساوى نيافريدى ؟ - گفت : خواستم تا اينان شكر من زيادت كنند . سدى گفت : در ميان ايشان پيغمبران بودند مانند چراغ رخشان ؛ آدم از آن ميانه
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 282 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)