تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
ياد كن اى محمّد چون بر كنديم ما كوه را و برداشتيم از بالاى سر ايشان چنان كه پنداشتى كه سايه وانى « 1 » است از بالاى سر ايشان بداشته و اين چنان بود كه بنى اسرائيل احكام توراة قبول نميكردند و كار نمىبستند حقّ تعالى جبرئيل را بفرستاد تا كوهى از جاى بر كند و بالاى سر ايشان بداشت مقدار لشكر گاه ايشان يك فرسنگ در يك فرسنگ ، چون ايشان آن بديدند در سجده افتادند ابروى چپ بر زمين نهادند و بنيمهء روى سجده كردند و بنيمهء ديگر در كوه مىنگريدند از ترس آن را « 2 » كه كوه بر ايشان افتد و از آنجاست كه جهودان سجده را بر ابروى چپ كنند و گويند كه : اين سجدهء مبارك است كه به آن عذاب از ما برداشتند . و در اخبار اهل البيت عليهم السلام است كه آنها منافقان بودند كه سجده بر يك نيمهء روى كردند و آنان كه مؤمنان بودند در سجده پيشانى بر زمين نهادند و ايشان در آن حال گمان مىبردند كه اين كوه بر ايشان خواهد افتادن و ايشان را گفتيم كه : فرا گيريد آنچه شما را داده‌ايم يعنى توراة بقوّت و جهد و جدّ و نشاط و گشادگى چون موسى عليه السّلام آن الواح را اظهار كرد هيچ سنگى و كلوخى و درختى نماند الّا كه اهتزاز كرد لا جرم هيچ جهودى نباشد كه توراة خواند يا بر او خوانند الّا كه اهتزاز كند و بنشاط افتد و سر بنجنباند و ايشان را فرمود كه :
[ وَ اذْكُرُوا ]
ياد كنيد و به ياد آريد آنچه در توراة است تا همانا كه متّقى شويد و پرهيزگار باشيد و از معاصى اجتناب كنيد يعنى تا باشد كه لطف باشد شما را در اداى واجبات و اجتناب مقبّحات .
[ وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ
« 3 » ] ياد كن اى محمّد چون فرا گرفت خداى تو از فرزندان آدم از
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ : « سايبانى » و هر دو بر يك وزن و بيك معنى است . ( 2 ) - از قبيل « از بهر آن را » و امثال آنست كه در سابق به آن اشاره شد . ( 3 ) - چون مبحث عالم ذر بسيار مهم و مورد رد و قبول بسيار از جهت نفى و اثبات قرار گرفته است بدين جهت نص عبارت ابو الفتوح ( ره ) را در ذيول صفحات مربوط
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 280 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)