تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
نجات داديم كسانى را كه ايشان نهى كردند از بدى يعنى از نافرمانى حق كه صيد ماهى باشد و بگرفتيم آنان را كه ظلم و تعدّى كردند بعذابى سخت و بسبب آنچه ايشان كردند از فسق و عصيان
[ فَلَمَّا عَتَوْا ]
پس آنگه كه ايشان در گذشتند از آنچه ايشان را فرموده بودند و عاصى شدند ما ايشان را بگرفتيم و گفتيم كه : باشيد بوزينگان خوار و ذليل و برانده و از رحمت حقّ دور شده ، مقاتل گفت : ايشان هفت روز بماندند پس آنگه بمردند و ياد كن اى محمّد آنگه كه اعلام كرد و بياگاهانيد و يا عزم كرد و سوگند خورد خداى تعالى كه بفرستد بر ايشان و مسلّط گرداند كسى را كه ايشان را ميرنجاند و تكليف عذاب سخت مىكند ايشان را تا بروز قيامت و آن رسول است صلّى اللّه عليه و آله كه ايشان را رنجور و معذّب داشت بقتل و سبى و جلاى وطن و جزيه ، و ضمان كرد بر ايشان كه اين عذاب ايشان تا روز قيامت بماند ، و گفته‌اند كه : ايشان گزيت « 1 » بگبركان ميدادند تا وقت رسول صلّى اللّه عليه و آله و رسول صلّى اللّه عليه و آله گزيت بر ايشان نهاد و همچنين با ايشان بماند تا روز قيامت ، آنگه گفت كه : خداى تو اى محمّد زود عقاب است كسانى را كه مستحقّ عقاب باشند و او غفور و رحيم است ، آمرزنده و مهربان است بر مؤمنان كه مستحقّ رحمت و مغفرت باشند تا بر ايشان تفضّل كند .

[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 168 تا 170 ]

وَ قَطَّعْناهُمْ فِي الْأَرْضِ أُمَماً مِنْهُمُ الصَّالِحُونَ وَ مِنْهُمْ دُونَ ذلِكَ وَ بَلَوْناهُمْ بِالْحَسَناتِ وَ السَّيِّئاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ( 168 ) فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هذَا الْأَدْنى وَ يَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنا وَ إِنْ يَأْتِهِمْ عَرَضٌ مِثْلُهُ يَأْخُذُوهُ أَ لَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِمْ مِيثاقُ الْكِتابِ أَنْ لا يَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلاَّ الْحَقَّ وَ دَرَسُوا ما فِيهِ وَ الدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ ( 169 ) وَ الَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتابِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ إِنَّا لا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ ( 170 )
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ و همچنين در تفسير ابو الفتوح : « جزيت » در برهان قاطع گفته : « گزيت بفتح اول و كسر ثانى و سكون تحتانى و فوقانى زرى باشد كه حكام هر ساله از رعايا ميگيرند و آن را خراج هم ميگويند و زرى را گويند كه از كفار مىستانند چنان كه شيخ نظامى گفته :گهش خاقان خراج چين فرستد * گهش قيصر گزيت دين فرستدو آنچه شهرت دارد بكسر اول و فتح ثالث است و معرب آن جزيه است و بضم اول و كسر ثانى بمعنى انتخاب و اختيار كرده شده و پسنديده بود » .