تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
بمتّقيان رسد نبينى كه گفت :
[ فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ ]
و خداى تعالى در دنيا كافران را ببركت و طفيل مؤمنان روزى دهد و بطفيل مؤمنان عذاب از ايشان باز دارد و صرف كند و ايشان بمنزلهء كسانىاند كه در روشنائى چراغ غيرى باشند چون آن غير برود روشنائى با وى ببرند ، فرداى قيامت مؤمنان بجانبى روند و نور رحمت و روشنائى با ايشان برود و كافران در ظلمت ضلال و تاريكى شقاوت بمانند ، و گفته‌اند كه : اين رحمت عامّ آن يك جزو رحمت است كه در ميان خلايق قسمت كرده است كه شفقت و مهربانى همهء خلق از آن يك جزو رحمت است ابن عباس گفت : چون اين آيت آمد ابليس طمع در رحمت خدا كرد گفت : من نيز شيئىام و چيزىام چون رحمت او بر همه عامّ است به من نيز رسد ، خداى تعالى قطع طمع او كرد و گفت :
[ فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ ]
من اين رحمت براى متّقيان نويسم نه براى تو و نه براى كسانى كه طريقهء تو دارند و روش تو از جهودان و ترسايان كه ايشان نيز گفتند كه : چون قاعده اين است كه رحمت متّقيان راست آن كسانى كه از معاصى اجتناب كنند و زكات بدهند و بآيات خداى مؤمن باشند چنان كه خداى تعالى گفت كه : من اين رحمت را بنويسم و ثابت و واجب گردانم براى كسانى كه مؤمن باشند و متّقى و از معاصى حذر كنند و زكات مال بدهند و بآيات ما ايمان آرند پس از اين رحمت خداى ما را نيز رسد حقّ سبحانه و تعالى گفت : اى فرزندان يعقوب از جهودان و ترسايان ازين طمع برداريد كه اين را تخصيصى در عقب است كه :
[ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ ]
اين رحمت كسانى راست كه در آخر الزّمان باشند و محمّد را در يابند و بوى ايمان آرند و متابعت و پيروى وى كنند كه وى رسولى است رفيع القدر عالى محلّ مؤيّد بمعجزات باهره و دلالات ظاهره امّى نانويسنده باشد و همچنان باشد كه از مادر زاده علمى نياموخته كتابتى « 1 » استفاده ناكرده از شهر مكّه كه اصل شهرهاست ، او را يعنى نام او و نعت او و صفت او و ذكر او در كتب اهل كتاب كه ترسايان و جهودانند از توراة و انجيل كه نزديك ايشان است مكتوب و نوشته مىيابند و نام و نشان و علامات وى در كتاب توراة و انجيل ميخوانند كه او ايشان را بنيكوئى فرمايد و از ناشايست و نابايست نهى كند و بايمان فرمايد و از شرك باز دارد
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ « كتابى » .