تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
بيائيد تا دعا كنم تا خداى تعالى وى را زنده گرداند و او بگويد كه : من وى را نكشتم گفتند : ما همه نتوانيم آمدن تو هفتاد مرد را اختيار كن و با خود ببر هفتاد كس را اختيار كرد و بيامدند تا بسر قبر هارون دعا كرد خداى تعالى وى را زنده گردانيد گفت : اى هارون ترا من بكشتم ؟ - هارون گفت : معاذ اللّه ! من بمرگ خود مردم ، ايشان خجل شدند خداى تعالى رجفهء فرستاد و ايشان همه بمردند و گفتند : اين رجفه مرگ و هلاك نبود ، آن بود كه چون ايشان بموضع ميقات رسيدند با موسى از هول و هيبت آن مقام لرزه و ارتعاشى بر ايشان پديد آمد كه نزديك بود كه مفاصل ايشان از يكديگر جدا شود و چون موسى عليه السّلام آن بديد دعا و تضرّع كرد تا خداى تعالى دلهاى ايشان بر جاى بداشت و ايشان را آرام داد ترس و ارتعاش از ايشان برگرفت تا ايشان ساكن شدند و كلام خداى بشنيدند براى اين گفت :
[ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ ]
اى بار خداى اگر تو ميخواستى توانستى كه ايشان را هلاك كنى پيش از اين ؛ و مرا نيز ، اى بار خداى تو ما را هلاك ميگردانى به آنچه سفيهان و بيخردان قوم ما كردند از پرستيدن گوساله و از طلب كردن و در خواستن ديدار تو ! ؟ و اين بر سبيل استعطاف است يعنى اى بار خداى ما را هلاك مكن بفضل و كرمت بگناهى كه سفيهان و بيخردان قوم ما كردند ، اين نيست الّا امتحان و ابتلاء تو كه با مكلّفان كنى در باب تشديد تكليف و تعبّد بصبر كردن بر آنكه فرستادى از رجفه و صاعقه بر آن قوم از سبب سؤال رؤيت تا عقوبتى باشد ايشان را و اعتبارى بود غير ايشان را ؛ و اين چنان است كه گفت : افلا يرون انّهم يفتنون فى كلّ عام مرّة او مرتّين ، يعنى ما بامراض و اسقام ايشان را در سالى يك بار يا دو بار امتحان و ابتلا كنيم ابن عباس گفت : معنى [ فتنه ] عذاب است يعنى اين نيست الّا عذاب تو ايشان را بر كفر و معصيت ايشان و سؤال رؤيت و عبادت عجل ايشان ، و خداى تعالى « عذاب » را فتنه خواند فى قوله تعالى : يوم هم على النّار يفتنون ، و بر معنى اوّل : نيست اين الّا محنت و ابتلاء تو ؛ چون با من سخن گفتى و ايشان سخن تو بشنيدند و از سخن گفتن تو استدلال ساختند بر رؤيت تو استدلالى فاسد تا در فتنه افتادند و تو بمحنت و ابتلا هلاك گردانى آن را كه خواهى از جاهلان كه در معرفت و شناخت تو ثابت قدم نباشند ، و راه نمائى تو آن را كه خواهى از آنان كه ترا شناسند و در معرفت و شناخت تو ثابت قدم باشند و چون سبب ضلالت و هدايت