تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
نبسته‌ايم توبهء ايشان قبول كنيم و ايمان ايشان بپذيريم و ايشان را بيامرزيم بدرستى كه خداى تو اى محمّد آمرزنده و مهربان است پس از آنكه توبه كنند گناههاى ايشان را ؛ گفته‌اند كه : لفظ « توبه » و « ايمان » براى آن جدا كرد كه توبهء ايشان نه بلفظ بود و نه بدل بلكه بكشتن بود پس ايشان ايمان آوردند و تيغ برداشتند و در يكديگر نهادند در ضبابى « 1 » و ظلمتى كه پديد آمد پس ايشان يكديگر را نمىديدند و بيدريغ يكديگر را مىكشتند ؛ چون روشن شد هفتاد هزار مرد كشته بودند ، چون موسى خشم گرفته بود و در غضب شده و آن غضب بود كه وى را بر سخن گفتن ميداشت و چنان بود كه گفتى مگر خشم او سخن ميگويد چون خشم او بنشست و كم گشت از سخن گفتن خاموش گشت ؛ پس از بهر اين گفت كه : چون خشم موسى ساكن شد الواح را كه بيفكنده بود بر گرفت و الواح براى آن بينداخته بود كه از قوم در خشم بود و او را الواح براى قوم خود مىبايست چون ايشان را ديد كه پشت بر مسلمانى كرده‌اند و روى بعبادت عجل نهاده از خشم ايشان الواح بينداخت چون خشمش ساكن شد آن الواح برداشت و در نسخهء آن الواح و نوشتهء آن هدايتى و بيانى بود هر چيزى را كه بدان محتاج بودند از امور دينى ، و رحمتى و منفعتى بود كسانى را كه ايشان از خداى بترسند و براى ترس از خداى خويش و عقاب او بر آنچه در الواح است عمل كنند .

[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيه 155 ]

وَ اخْتارَ مُوسى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلاً لِمِيقاتِنا فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ وَ إِيَّايَ أَ تُهْلِكُنا بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ مِنَّا إِنْ هِيَ إِلاَّ فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِها مَنْ تَشاءُ وَ تَهْدِي مَنْ تَشاءُ أَنْتَ وَلِيُّنا فَاغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الْغافِرِينَ ( 155 ) سدى گفت : سبب اختيار كردن موسى اين هفتاد مرد را آن بود كه خداى گفت كه : گروهى را از قوم خود با خود بيار تا ازين گناه گوساله پرستى عذرى بخواهند موسى اين هفتاد مرد را اختيار كرد و با خود برد و ايشان را مىبايست كه عذرى آرند ، اين گفتند كه : لن نؤمن لك حتّى نرى اللّه جهرة ، ما ترا باور نداريم تا خداى را معاينه ببينيم خداى تعالى گفت
هامش
( 1 ) - در منتهى الارب گفته : « ضباب بالفتح ميغ نرم و آن بخارى باشد كه در زمستان در هوا پيدا گردد » ، در برهان قاطع گفته : « ميغ با ثانى مجهول بر وزن تيغ بخارى را گويند تيره و ملاصق زمين و بمعنى ابر نيز آمده است كه عربان آن را سحاب گويند » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 263 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)