ايشان در آنچه كردند ظالم بودند كه عبادت را نه در موضع خود نهادند و ظالم نفس خود بودند به آنكه بگوساله پرستى خود را مستحقّ عقاب گردانيدند ، آنگه خبر داد كه ايشان چون بدانستند كه بد كردند و از دست خود اندر افتادند « 1 » و پشيمان گشتند و بدانستند كه گمراه شدند پس از آنكه موسى عليه السّلام باز آمد و ايشان را معلوم شد كه آن تلبيسى بود كه سامرى بر ايشان كرد ايشان از سر پشيمانى و ندامت گفتند كه : اگر خداى تعالى بر ما رحمت نكند و ما را نيامرزد ما از جملهء زيانكاران باشيم حسن بصرى گفت كه :
همه گوساله پرست شده بودند مگر هارون عليه السّلام نبينى كه موسى عليه السّلام خود را و هارون را دعا كرد و گفت : ربّ اغفر لى و لأخى ، و اگر مؤمنى ديگر بودى او را با خود و با هارون دعا كردى و نگفتى كه : ربّ اغفر لى و لأخى .
[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 150 تا 151 ]
وَ لَمَّا رَجَعَ مُوسى إِلى قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفاً قالَ بِئْسَما خَلَفْتُمُونِي مِنْ بَعْدِي أَ عَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ وَ أَلْقَى الْأَلْواحَ وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ قالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْداءَ وَ لا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ( 150 ) قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِأَخِي وَ أَدْخِلْنا فِي رَحْمَتِكَ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ( 151 )
چون موسى عليه السّلام از ميقات بازگشت با قوم خود و قوم را ديد كه همه گوساله پرست شدهاند و گفتهاند كه : خداى تعالى موسى را ازين حالت در ميقات مناجات خبر داد چون باز آمد خشمگين و اندوهكين روى بايشان آورد و زبان ملامت در ايشان بگشاد و گفت : بد خلافى بود كه شما كرديد و بد خليفتان « 2 » و گذشتگان بوديد
هامش
( 1 ) - اين عبارت ترجمهء « و لما سقط فى أيديهم » است ابو الفتوح ( ره ) در تفسير خود گفته ( ج 2 چاپ اول ؛ ص 422 ) : « و لما سقط فى أيديهم ، » و اين عبارتى است و كنايتى از پشيمانى بر سبيل مبالغت ، عرب پشيمان را گويد كه : سقط فى يده و أسقط فى يده ، پندارى كه آنچه مضرت او در آن است در دست او نهادند چون بداند كه آنچه كرده بود پشيمان شود و اين از جملهء كنايات مليح است و نيز در جاى خجالت مستعمل باشد و به زبان ما نيز چون كسى پشيمان و خجل شود از كارى گويد از دست در افتادم كه آن ديدم ، و بر حق ايشان هر دو بود هم پشيمانى و هم خجالت »
( 2 ) - در بعضى نسخ : « بد خلفان » و نص عبارت تفسير ابو الفتوح در اين مورد اين است « بد كردى از پس من يعنى پس خروج من بطور ؛ يقال : خلفه بما سره و بما ساءه اى فعل ذلك خلفه ، و گفتند : معنى آنست كه بد خليفتى كردى از پس من يعنى بد باز گذاشتگان بودى ما را » .