تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
با طريق حق ، و مراد به [ سبيل غىّ ] مخاريق « 1 » مبطلانست كه آن را شبهه سازند چنان كه سحرهء فرعون كردند و شبهه‌هائى كه مبطلان آورند جمعى آن را دليل سازند و حال آنكه بحقيقت دليل نباشد ، و ايشان آن را راه حق شناسند و باطل را راه حق دانند ، حقّ را انكار كنند و بباطل اقرار دهند براى دوستى رياست و طمع حطام دنيا ؛ چنان كه بسيار كس كردند و ميكنند ، و خداى تعالى حكايت كرد از جهودان كه : « يكتمون الحقّ و هم يعلمون » آنگه حقّ تعالى بيان فرمود كه : صرف ما ايشان را از آيات با هلاك ايشان و فرو گذاشتن ايشان راه حقّ را و رفتن ايشان بر راه ضلالت و جهالت از آن است كه ايشان بدروغ داشتند آيات و دلالات و اخبار ما را در كتب منزله از آنچه بود و خواهد بود و از آن همه غافل بودند ، و غفلت اگرچه سهوى باشد كه منافات علم ضرورى كند و بر ساهى تكليف نباشد و مكلّف را مذمّت نكنند اينجا مراد مجاز است نه حقيقت يعنى حال ايشان در عدول و اعراض از آيات خداى تعالى و تأمّل ناكردن اندر آن با حال كسى ماند كه ساهى و غافل باشد آنگه گفت كه : آنان كه تكذيب كردند آيات ما را و بقيامت و ثواب و عقاب ايمان نياوردند و به رسيدن ايشان بقيامت انكار كردند ايشان آنانند كه عملهاى ايشان حبط شد يعنى عمل ايشان بر وجهى واقع نشد كه ايشان بر آن مستحقّ ثواب باشند براى آنكه بر خلاف مأمور كردند و هر كجا كه در قرآن لفظ « احباط » بود بر اين معنى تفسير بايد داد زيرا كه اتّفاق است ما را با كسانى كه با حباط گويند كه : كافران را هيچ عملى نيك نباشد تا به چيزى از معصيت محبط شود آنگه بر سبيل تقريع و تنبيه گفت كه : با اين كافران هيچ فعل نكردند كه ايشان مستحقّ آن نبودند بلكه جزاى ايشان بر وفق عمل ايشان بود و بر حسب كردار ايشان بود بر سبيل عدل نه بر سبيل ظلم .

[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 148 تا 149 ]

وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلاً جَسَداً لَهُ خُوارٌ أَ لَمْ يَرَوْا أَنَّهُ لا يُكَلِّمُهُمْ وَ لا يَهْدِيهِمْ سَبِيلاً اتَّخَذُوهُ وَ كانُوا ظالِمِينَ ( 148 ) وَ لَمَّا سُقِطَ فِي أَيْدِيهِمْ وَ رَأَوْا أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّوا قالُوا لَئِنْ لَمْ يَرْحَمْنا رَبُّنا وَ يَغْفِرْ لَنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ ( 149 )
هامش
( 1 ) - مراد از « مخاريق » در اينجا شبهات و امور واهيهء موهومه است كه به آن ديگران را تدليس و تلبيس كنند و حقيقت را بر ايشان مشتبه سازند .