تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
مُوسى أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ »
موسى عليه السّلام به اين دلخوش گشت .
[ وَ كَتَبْنا لَهُ فِي الْأَلْواحِ ]
بنوشتيم ما از بهر وى يعنى از بهر موسى هر چه بنى اسرائيل بدان محتاج بودند در دين خود از مواعظ و أحكام و تفصيل و بيان حلال و حرام و ذكر جنّت و نار و عبر و امثال و اخبار و اين الواح توراة است و اين ده لوح بود و گفته‌اند كه : هفت بود از زبرجد سبز و ياقوت سرخ ، و درازى الواح بر درازى قامت موسى بود و كتابت او چون نقش نگين بود ربيع گفت كه : توراة چندان بود كه بار هفتاد شتر بود يك جزو را بيك سال توانستندى خواندن ، و كس نبود كه جمله بر خواند مگر موسى عليه السّلام و يوشع ، و عزير و عيسى ، حسن بصرى گفت كه ، اين آيت
[ وَ كَتَبْنا لَهُ فِي الْأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْعِظَةً وَ تَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيْءٍ ]
در توراة هزار آيت است . و از جملهء آنچه در الواح بود اين است كه « بسم اللّه الرحمن الرّحيم هذا كتاب من اللّه الملك الجبّار العزيز القهّار لعبده و رسوله موسى بن عمران ؛ سبّحنى و قدّسنى لا إله إلّا أنا ، فاعبدنى و لا تشرك بي شيئا و اشكر لى و لوالديك إلىّ المصير أحيك حياة طيّبة ، تسبيح ميكن و تقديس ميكن مرا كه خدائى نيست جز از من و شرك ميار به من چيزى را كه غير از من باشد و شكر من و شكر مادر و پدر خود كن كه بازگشت با من است تا زندگانى خوش دهم ترا ، و خون ناحق مريز كه بر تو حرام كرده‌ام و الّا آسمان و زمين بر تو تنگ شود ، و بنام من سوگند بدروغ مخور كه من توفيق ندهم آن را كه مرا و نام مرا تعظيم نكند ، و گواهى مده الّا به آنچه گوشت شنيده باشد و چشمت ديده و دلت دانسته ؛ كه من فرداى قيامت اهل شهادت را بدارم و از ايشان گواهى پرسم ، و بر مردمان حسد مبر بفضلى كه من ايشان را داده‌ام كه حاسد عدوّ نعمت من باشد و گرفتار نقمت من ، و زنا مكن و دزدى مكن تا روى رحمت از تو باز نگيرم و درهاى آسمان بر تو نبندم ، و ذبيحه جز بنام من مكش كه هيچ قربان از زمين بر آسمان نرود كه آن را كه بر نام من نكشته باشند ، و با زن همسايه غدرى مكن كه آن مقتى عظيم است بنزديك من ، و بمردمان آن خواه كه به خود خواهى » . اين نسخه ده آيت است كه در الواح بود .