باشد نيكو خوى ، گفت : بار خدايا كدام بنده بد عملتر باشد ؟ - گفت : فاجر بد خوى كه بروز بطّال باشد و بشب مردار .
[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 144 تا 145 ]
قالَ يا مُوسى إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسالاتِي وَ بِكَلامِي فَخُذْ ما آتَيْتُكَ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ ( 144 ) وَ كَتَبْنا لَهُ فِي الْأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْعِظَةً وَ تَفْصِيلاً لِكُلِّ شَيْءٍ فَخُذْها بِقُوَّةٍ وَ أْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُوا بِأَحْسَنِها سَأُرِيكُمْ دارَ الْفاسِقِينَ ( 145 )
حق سبحانه و تعالى درين آيت حكايت آن مىكند كه با موسى گفته است چون از مناجات فارغ شد : خداى تعالى گفت : اى موسى من ترا بر جملهء اهل زمان تو برگزيدم و ترا اختيار كردم به آنكه ترا رسول خود كردم بنزديك خلايق ، و ترا بسخن كردن با خود مخصوص كردم ، آنچه ترا دادهام از شرف نبوّت و حكمت و شريعت و موعظت و الواح آن را بستان و برين نعمت از جملهء شاكران باش . ابن عباس روايت كرد از رسول صلّى اللّه عليه و آله كه : چون خداى تعالى موسى را الواح فرستاد او در الواح نگريد گفت :
بار خدايا مرا كرامتى دادى كه كس را ندادى پيش از من ، خداى تعالى گفت وى را :
[ إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسالاتِي وَ بِكَلامِي فَخُذْ ما آتَيْتُكَ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ ]
آنچه من ترا دادم بستان و نگاهدار و بجدّ بر آن محافظت كن و چنان ساز كه چون با پيش من آئى بر دوستى محمّد باشى ، موسى گفت : بار خدايا محمّد كيست ؟ - گفت : احمد است آنكه نام او بر عرش نقش كردهام پيش از آنكه آسمان و زمين آفريدم به دو هزار سال ، و او پيغمبر من است و صفىّ و حبيب من است و برگزيده و ستودهء من از خلقان ، من او را دوستر دارم از جملهء خلقان و جملهء فرشتگان ، موسى گفت : بار خدايا چون محمّد بنزديك تو اين منزلت دارد هيچ امّت هستند كه از امّت او فاضلتر باشند ؟ - حق تعالى گفت : اى موسى فضل امّت او بر ديگر امّتان چنان است كه فضل من كه خداوندم بر جملهء خلقان ، موسى گفت : خداوندا مرا از امّت او گردان ؛ و كاشكى من ايشان را بديدمى ، گفت : اى موسى تو ايشان را نبينى و اگر خواهى كه آواز ايشان بشنوى ؛ من ترا بشنوانم ؟ - گفت : بار خدايا خواهم ، حقّ تعالى گفت : اى امّت محمّد ، همه جواب دادند از اصلاب پدران و ارحام مادران