تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
و گفتند : لبّيك اللّهمّ لبّيك إنّ الحمد و النّعمة و الملك لك لا شريك لك لبّيك ، آنگه حق تعالى گفت : اى امّت محمّد إنّ رحمتى سبقت غضبى ؛ رحمت من سابق شد غضب مرا ، عفو من عقاب مرا ، بدادم شما را پيش از آنكه از من خواستيد ، و اجابت كردم پيش از آنكه مرا بخوانديد ، و بيامرزيدم شما را پيش از آنكه در من عاصى شديد ، هر كه روز قيامت آيد و گواهى دهد كه من يكىام و محمّد بنده و رسول من است ببهشت برم او را و اگرچه گناهش بيشتر از كف دريا باشد ؛ و ذلك قوله
[ وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الطُّورِ إِذْ نادَيْنا ]
. كعب الاحبار روزى حبرى را ديد از احبار جهودان كه ميگريست گفت : چرا ميگريى ؟ - گفت : بعضى از كارها مرا ياد آمد ، كعب گفت : به آن خدائى كه ترا آفريده كه اگر من بگويم كه : چرا ميگريى و تو دانى كه چنان است مرا تصديق كنى ؟ - گفت : آرى ، گفت : بخداى بر تو كه در توراة يافتى كه موسى گفت : بار خدايا من درين كتاب خود ذكر امّتى مىيابم كه بهترين امّتان باشند امر بمعروف كنند و نهى منكر ، و بكتاب - هاى اوّلين و آخرين ايمان آرند و با اهل ضلال قتال كنند تا با دجّال اعور قتال كنند ، بار خدايا ايشان را از امّت من گردان ، حق تعالى گفت : ايشان امّت محمّدند ؟ - حبر گفت : همچنين است ، كعب گفت : مىيابى در توراة كه موسى گفت : بار خدايا من ذكر جماعتى مىيابم كه ايشان حمد تو كنند و مراقبت آفتاب كنند براى اوقات نماز ، و چون بر كارى عزم كنند گويند كه : فلان كار كنيم ان شاء اللّه « 1 » ، بار خدايا ايشان را از امّت من گردان ، گفت كه : ايشان امّت محمّدند ؟ - حبر گفت : همچنين است ، كعب گفت : مىيابى در توراة كه موسى گفت : بار خدايا من ذكر امّتى مىيابم كه ايشان صدقات و كفّارات بخورند و روا باشد ايشان را ، و امّتان پيشين صدقات و قربات « 2 » بنهادندى تا آتش بيامدى و آن را بسوختى و موسى عليه السّلام از صدقات بندگان و پرستاران را خريدى و آزاد كردى و آنچه
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ چنين است : « و چون بر كارى عزم كنند كه فلان كار كنيم « ان شاء اللّه » گويند » : ( 2 ) - كذا در بعضى نسخ و در تفسير ابو الفتوح ، ليكن در بعضى نسخ : « قربان » و در بعضى ديگر « كفارات » .